طرح ترامپ برای وضع تعرفه ۲۰ درصدی بر عبور نفتکشها از هرمز با واکنشهای منفی در منطقه روبروست. تحلیلگران عرب این اقدام را باجگیری سیاسی میدانند.
اتاق شفاف؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اقدامی که قواعد بازی در یکی از حساسترین آبراههای جهان را به چالش میکشد، پیشنهاد وضع تعرفه ۲۰ درصدی بر تمامی محمولههای عبوری از تنگه هرمز را مطرح کرد. او مدعی شده است که واشنگتن در ازای دریافت این عوارض، نقش «محافظ تنگه» را ایفا خواهد کرد. این پیشنهاد در حالی مطرح میشود که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پیشتر تأکید کرده بود قوانین بینالمللی اجازه وضع مالیات بر آبراههای آزاد را به هیچ کشوری نمیدهد.
طرح تعرفه ۲۰ درصدی ترامپ بر عبور نفتکشها از هرمز، در حالی با موجی از انتقادات حقوقی روبهرو شده که تحلیلگران منطقهای آن را تلاشی برای باجگیری سیاسی میدانند
تحلیلگران بلومبرگ و سایر منابع اقتصادی هشدار دادهاند که اگر این هزینهها بر مبنای ارزش محموله وضع شود، هزینه حمل نفت میتواند دو برابر شده و برای یک ابرنفتکش تا ۳۲ میلیون دلار بار مالی اضافه ایجاد کند. ریکو لومان، اقتصاددان ارشد لجستیک در موسسه ING Research، معتقد است این وضعیت میتواند هزینههای حملونقل را به سطحی برساند که حتی شرکتهای بیمه از پوشش کشتیهای عبوری خودداری کنند و جریان جهانی انرژی را با بحران مواجه سازند.
نگاه کارشناسان عرب به قمار ترامپ
در این میان، واکنشها در رسانهها و محافل تحلیلی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بسیار تند و بدبینانه است. بسیاری از ناظران و کارشناسان منطقهای، این طرح را فراتر از یک بحث اقتصادی، نوعی «باجگیری» تحت عنوان تأمین امنیت میدانند. در واکنش ها و تحلیلهای منتشرشده در سایت نامرز، این نکته برجسته شده که دولتهای حاشیه خلیج فارس تجربه خوشایندی از مدیریت امنیتی آمریکا در منطقه ندارند و بسیاری معتقدند ایالات متحده فاقد شایستگی لازم برای ایفای نقش «نگهبان تنگه» است.
ناظران عرب حاشیه جنوب خلیج فارس با تردید به این پیشنهاد مینگرند و معتقدند ایالات متحده فاقد کارنامه موفق در تأمین امنیت این مسیر است و این طرح تنها تنشها را بیشتر میکند
برخی تحلیلگران عرب پا را فراتر گذاشته و ریشه این ایده را به طرحهای اسرائیلی نسبت میدهند؛ طرحی که بهزعم آنها، با هدف ایجاد تنش در منطقه و تحمیل هزینههای سنگین به اقتصاد جهانی طراحی شده است. نگاه غالب در این تحلیلها این است که ترامپ میخواهد شکستهای دیپلماتیک خود در جذب همراهی اروپاییها برای تقابل با ایران را با اعمال زور و قلدری جبران کند.
تردید در کارآمدی و آیندهنگریهای راهبردی
تردید در مورد موفقیت عملی این طرح، دیگر محور اصلی اظهار نظرها در میان خوانندگان و کارشناسان این رسانه است. بسیاری از آنها این پرسش را مطرح میکنند که آیا خریداران بزرگ نفت، بهویژه چین و هند، حاضر خواهند بود زیر بار تعرفههای گزاف ترامپ بروند؟ برخی تحلیلگران معتقدند این تعرفهها در صورت اجرا، به جای تأمین امنیت، مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله موازی از عمان را تقویت خواهد کرد.
چالش اصلی در تقابل میان قوانین بینالمللی دریانوردی و اراده واشنگتن برای تحمیل هزینه به بازارهای جهانی نهفته است که میتواند جریان انرژی را با شوک تازهای مواجه کند
در نگاه این تحلیلگران، واشنگتن اگر نتواند اجماع جهانی ایجاد کند، عملاً در تنگنا قرار میگیرد؛ چرا که نه تهران و نه قدرتهای اقتصادی بزرگ، تمایلی به پرداخت هزینههای ماجراجوییهای ترامپ ندارند. در همین حال، برخی کاربران و صاحبنظران در فضای مجازی این طرح را ناشی از نوسانات تصمیمگیری در دولت فعلی آمریکا دانسته و معتقدند که این پیشنهاد تنها یک لفاظی سیاسی است که با واقعیتهای حقوق دریایی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) در تضاد کامل قرار دارد.
نتیجهگیری؛ بنبست قدرت و قانون
جیمز کراسکا، استاد حقوق دریایی، معتقد است تنها راه مشروعیتبخشی به این طرح، داوطلبانه بودن آن است، اما در فضای پرتنش فعلی، بعید است شرکتهای کشتیرانی چنین ریسک مالی و امنیتی را بپذیرند. در نهایت، آنچه از برآیند تحلیلهای منطقهای برمیآید این است که طرح ترامپ در بهترین حالت یک ابزار فشار سیاسی است و در بدترین حالت، جرقهای برای تعمیق بحران انرژی جهانی؛ بحرانی که به باور بسیاری از کارشناسان عرب، بازنده اصلی آن، نه لزوماً ایران، بلکه کشورهای وابسته به این مسیر دریایی خواهند بود.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.