چین با اجرای طرح «شش شبکه» و سرمایهگذاری تریلیونها یوان در زیرساختهای آب، برق، رایانش، ارتباطات، تأسیسات شهری و لجستیک، در حال آمادهسازی زیرساخت اقتصاد هوشمند و عصر هوش مصنوعی است.
مصطفی مالکی تهرانی؛ اتاق شفاف: مدر سالهای اخیر، رقابت فناوری میان قدرتهای بزرگ عمدتاً با نامهایی مانند هوش مصنوعی، تراشههای پیشرفته، رباتیک، خودروهای برقی، رایانش ابری و نسل جدید ارتباطات شناخته شده است. با این حال، تمرکز بیش از اندازه بر فناوریهای نهایی گاهی یک واقعیت بنیادی را پنهان میکند: هیچیک از این فناوریها در خلأ کار نمیکنند. هوش مصنوعی بدون برق، دیتاسنتر، شبکه ارتباطی، آب برای سرمایش، زیرساخت انتقال داده و لجستیک کارآمد نمیتواند در مقیاس اقتصادی توسعه یابد. ربات بدون کارخانه، انرژی و زنجیره تأمین صرفاً یک ماشین پیشرفته است و اقتصاد دیجیتال بدون اتصال به زیرساخت فیزیکی، قادر به تبدیل قدرت محاسباتی به قدرت تولیدی نخواهد بود.
از همین منظر، برنامهای که چین تحت عنوان «شش شبکه» یا Six Networks دنبال میکند، اهمیت بسیار بیشتری از یک طرح معمول توسعه زیرساخت دارد. اکونومیست در شماره سوم اکتبر ۲۰۲۶ این برنامه را یکی از مهمترین پروژههای اقتصادی چین در سالهای آینده معرفی میکند و برآورد میکند که مجموع سرمایهگذاری مرتبط با این شش شبکه در دوره پنجساله پیش رو میتواند به حدود ۲۵ تریلیون یوان، معادل تقریباً ۳.۷ تریلیون دلار برسد. این شش حوزه عبارتاند از شبکه آب، شبکه برق جدید، شبکه قدرت محاسباتی، شبکه ارتباطات نسل جدید، شبکه تأسیسات و خطوط زیرزمینی شهری و شبکه لجستیک.
البته باید میان برآورد کلی اکونومیست و ارقام رسمی اعلامشده از سوی چین تمایز گذاشت. رقم ۲۵ تریلیون یوان، برآوردی از مجموع هزینههایی است که طی پنج سال ممکن است در پروژههای مرتبط با این شش شبکه انجام شود و یک بودجه واحد و یکجای دولتی نیست. در مقابل، مقامهای رسمی چین اعلام کردهاند که شرکتهای دولتی تحت کنترل دولت مرکزی تنها در سال ۲۰۲۶ حدود دو تریلیون یوان، نزدیک به ۳۰۰ میلیارد دلار برای توسعه همین شش شبکه برنامهریزی کردهاند. دولت چین نیز این پروژهها را یکی از اولویتهای آغاز برنامه پنجساله پانزدهم، یعنی دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، معرفی کرده است.
اهمیت این برنامه در خود عدد سرمایهگذاری خلاصه نمیشود. آنچه Six Networks را از موجهای پیشین سرمایهگذاری زیرساختی چین متمایز میکند، نوع زیرساخت و ارتباط میان اجزای آن است. در دورههای گذشته، رشد زیرساخت در چین عمدتاً با بزرگراه، پل، فرودگاه، راهآهن، مسکن و توسعه شهری شناخته میشد. چنین سرمایهگذاریهایی نقش بزرگی در صنعتیشدن چین داشتند، اما در برخی مناطق نیز با بدهی دولتهای محلی، ظرفیت مازاد و پروژههایی با بازده اقتصادی محدود همراه شدند. در معماری جدید، بخش بزرگتری از سرمایهگذاری قرار است به زیرساختی اختصاص یابد که اقتصاد دیجیتال و صنعتی را به یکدیگر متصل میکند.
شبکه قدرت محاسباتی نمونه روشنی از این تغییر است. دولت چین اعلام کرده است که در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ حدود چهار تریلیون یوان سرمایهگذاری مستقیم جدید تنها در شبکههای قدرت محاسباتی پیشبینی میشود. تا میانه سال ۲۰۲۶، چین بیش از ۷۰ کریدور انتقال قدرت محاسباتی میان مراکز اصلی رایانش ایجاد کرده و ظرفیت محاسبات هوشمند آن، طبق آمار رسمی، با رشد بسیار سریع در حال افزایش بوده است. ایده اصلی این است که قدرت محاسباتی نیز مانند برق، آب یا مخابرات به یک زیرساخت ملی تبدیل شود؛ به این معنا که یک شرکت الزاماً مجبور نباشد دیتاسنتر و ظرفیت پردازشی مورد نیازش را در همان منطقه جغرافیایی خود ایجاد کند، بلکه بتواند از یک شبکه ملی رایانش استفاده کند.
اما شبکه محاسبات بدون شبکه برق نمیتواند توسعه پیدا کند. آموزش و اجرای مدلهای بزرگ هوش مصنوعی به حجم عظیمی از انرژی نیاز دارد و توسعه کارخانههای خودکار، مراکز داده و سامانههای هوشمند نیز فشار بیشتری بر شبکه برق وارد خواهد کرد. به همین دلیل، «شبکه برق جدید» یکی دیگر از شش ستون برنامه است. در اینجا هدف فقط افزایش تولید برق نیست؛ بلکه توسعه شبکهای است که بتواند انرژی تولیدشده توسط خورشید، باد، برقآبی و سایر منابع را در مقیاس وسیع مدیریت کند، برق را میان مناطق مختلف انتقال دهد و با کمک الگوریتمها نوسانات عرضه و تقاضا را کنترل کند.
همینجا یکی از مهمترین وجوه برنامه چین آشکار میشود: برق، رایانش و مخابرات دیگر سه زیرساخت مستقل تلقی نمیشوند. مقامهای چینی صراحتاً از ضرورت هماهنگی میان شبکه محاسباتی، شبکه برق و ارتباطات نسل جدید صحبت میکنند. شرکتهای دولتی چین نیز پروژههایی را برای هماهنگی تولید برق و مصرف مراکز محاسباتی آغاز کردهاند.
اگر یک دیتاسنتر بزرگ در منطقهای ساخته شود که برق ارزان، پایدار و فراوان در اختیار داشته باشد، همان مرکز میتواند خدمات پردازشی را در اختیار شرکتهایی در هزاران کیلومتر دورتر قرار دهد. اگر شبکه ارتباطی سریع و کمتأخیر نیز وجود داشته باشد، محل فیزیکی پردازش اهمیت کمتری پیدا میکند. این همان منطقی است که میتواند مناطق برخوردار از انرژی ارزان را به مراکز تولید «قدرت محاسباتی» تبدیل کند و از تمرکز بیش از اندازه دیتاسنترها در شهرهای پرهزینه جلوگیری کند.
بخش دیگر برنامه، ارتباطات نسل جدید است. چین اکنون شبکه بسیار وسیعی از 5G ایجاد کرده و طبق دادههای رسمی، تعداد ایستگاههای پایه 5G کشور به حدود ۴.۸۳ میلیون واحدرسیده و شبکههای 5G-Advanced نیز بیش از ۳۳۰ شهر را پوشش دادهاند. در کنار آن، توسعه ارتباطات ماهوارهای و آمادهسازی برای فناوریهای بعدی از جمله 6G ادامه دارد. این ظرفیت ارتباطی برای اقتصادی که تعداد بسیار زیادی ربات، خودرو، پهپاد، کارخانه هوشمند و تجهیزات متصل به شبکه در آن فعالیت خواهند کرد، یک زیرساخت جانبی نیست؛ بخشی از سیستم تولید است.
پنجمین لایه، شبکههای زیرزمینی شهری است؛ بخشی که در نگاه نخست شاید ارتباط مستقیمی با هوش مصنوعی نداشته باشد. اما شهرهای بزرگ برای ادامه رشد به شبکههای مطمئن آب، برق، گاز، فیبر نوری، فاضلاب و سامانههای نظارتی نیاز دارند. به جای اینکه این زیرساختها به شکل پراکنده و با دسترسی دشوار در زیر شهر قرار گیرند، چین در برخی مناطق به سمت ساخت تونلهای مشترک تأسیساتی حرکت کرده است. دولت این کشور برای فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ حدود پنج تریلیون یوان سرمایهگذاری در شبکههای خطوط و تأسیسات زیرزمینی را مطرح کرده است.
شبکه آب نیز فقط مسئله تأمین آب آشامیدنی یا کشاورزی نیست. مراکز داده، صنایع نیمهرسانا، نیروگاهها، صنایع پیشرفته و شهرهای بزرگ همگی به منابع مطمئن آب وابستهاند. دولت چین قصد دارد ضمن توسعه شبکه ملی آب، سامانههای دیجیتال نظارت، پیشبینی و مدیریت آب را نیز گسترش دهد. برنامه رسمی تا سال ۲۰۳۰ شامل توسعه زیرساخت آبیاری، افزایش پوشش آب لولهکشی روستایی و ایجاد مراکز داده و مدیریت هوشمند برای شبکه آب است .
آخرین ضلع، شبکه لجستیک است؛ حوزهای که اهمیت آن در معماری اقتصاد آینده شاید کمتر از شبکه داده نباشد. اقتصاد دیجیتال میتواند اطلاعات را در کسری از ثانیه منتقل کند، اما مواد اولیه، قطعات و محصول نهایی همچنان باید در دنیای فیزیکی جابهجا شوند. کارخانه کاملاً خودکار نیز اگر نتواند مواد اولیه را بهموقع دریافت کند یا محصول را سریع به بازار برساند، از نظر اقتصادی محدود باقی میماند.
برنامه چین به دنبال پیوند بنادر، راهآهن، حملونقل جادهای، هوانوردی و مراکز لجستیکی از طریق داده است. شرکتهای دولتی مسئول توسعه یک پلتفرم بزرگ داده لجستیک ملی شدهاند و همزمان پروژههای دریایی، زمینی و هوایی برای افزایش اتصال شبکه حملونقل در حال اجراست در این مدل، لجستیک دیگر فقط کامیون، بندر یا انبار نیست؛ تبدیل به یک شبکه دادهمحور میشود که میتواند جریان کالا را پیشبینی، هماهنگ و در نهایت تا حد زیادی خودکار کند.
قرار دادن این شش شبکه کنار یکدیگر، تصویری متفاوت از سیاست صنعتی چین ایجاد میکند. چین تنها تلاش نمیکند هوش مصنوعی بهتری بسازد؛ در حال توسعه بستری است که بتواند AI را در مقیاسی بسیار بزرگ وارد اقتصاد واقعی کند. این تفاوت میان تولید هوش مصنوعی و صنعتیکردن هوش مصنوعی است.
داشتن یک مدل پیشرفته زبانی یا یک الگوریتم قدرتمند میتواند مزیت فناوری ایجاد کند، اما تأثیر اقتصادی زمانی ظاهر میشود که مدل وارد کارخانه، معدن، بندر، شبکه برق، زنجیره تأمین، خودرو، انبار و شبکه شهری شود. در آن مرحله، تعداد GPUها فقط یکی از عوامل تعیینکننده است. هزینه برق، کیفیت شبکه انتقال، دسترسی به داده، تأخیر ارتباطی، قابلیت لجستیکی، ظرفیت تولید ماشینآلات و توان نگهداری سیستم اهمیت مشابهی پیدا میکنند.
در همان شماره اکونومیست، جف اشنایدر، استاد رباتیک و هوش مصنوعی دانشگاه کارنگی ملون، مفهومی تحت عنوان «تکینگی فیزیکی» یا Physical Singularity مطرح میکند. در این دیدگاه، تحول اساسی زمانی رخ میدهد که طراحی، استخراج مواد، حملونقل، ساخت، تولید و استقرار ماشینآلات به اندازهای خودکار شوند که نیروی انسانی دیگر محدودیت اصلی افزایش ظرفیت تولید نباشد. تصور کنید رباتها در معادن فعالیت کنند، ماشینهای خودران مواد را جابهجا کنند، کارخانههای خودکار قطعات تولید کنند و بخشی از ماشینآلات مورد نیاز برای توسعه کارخانههای جدید نیز توسط همین سیستم ساخته شود. در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت تولید میتواند تا حدی خودتقویتشونده شود.
این سناریو هنوز یک پیشبینی قطعی نیست و محدودیتهای مهمی مانند انرژی، مواد اولیه، سرمایه، قابلیت اطمینان سیستمها و ایمنی همچنان باقی میماند. اما اهمیت آن برای Six Networks روشن است. اقتصادی که بخواهد به سمت اتوماسیون بسیار گسترده حرکت کند، قبل از هر چیز به برق، قدرت محاسباتی، ارتباطات و لجستیک احتیاج دارد. به همین دلیل میتوان گفت این شش شبکه، صرفنظر از اینکه «تکینگی فیزیکی» تا چه اندازه و با چه سرعتی محقق شود، همان زیرساختهایی هستند که افزایش اتوماسیون صنعتی به آنها نیاز خواهد داشت.
برنامه Six Networks در عین حال یک هدف کوتاهمدت اقتصادی نیز دارد. چین در سال ۲۰۲۶ با فشارهایی مانند ضعف نسبی تقاضای داخلی، کندی سرمایهگذاری و مشکلات بخش املاک مواجه است. دولت در پایان سپتامبر بر افزایش سیاستهای ضدچرخهای، تسریع انتشار و استفاده از اوراق دولتی و شروع سریعتر پروژههای بزرگ برنامه پنجساله تأکید کرد. هدف رسمی رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ نیز در محدوده ۴.۵ تا ۵ درصد تعیین شده است.
بنابراین شش شبکه دو کارکرد همزمان دارند. در کوتاهمدت، سرمایهگذاری میتواند تقاضا ایجاد کند، پروژههای جدید راه بیندازد، سفارش صنعتی ایجاد کند و بخشی از پسانداز بالا در اقتصاد چین را جذب کند. در بلندمدت، اگر پروژهها بهدرستی انتخاب و اجرا شوند، میتوانند ظرفیت تولید و بهرهوری آینده را افزایش دهند.
این تفاوت مهمی با بسته محرک کلاسیک دارد. ساخت پروژهای که فقط برای ایجاد تقاضای کوتاهمدت انجام شود ممکن است پس از پایان ساخت اثر محدودی بر بهرهوری داشته باشد. اما شبکه برق، مرکز محاسباتی، فیبر نوری یا شبکه لجستیکی که هزینه فعالیت هزاران شرکت را کاهش دهد، میتواند سالها بر ظرفیت اقتصاد اثر بگذارد. البته همینجا نیز ریسک وجود دارد. اگر سرمایهگذاری از نیاز واقعی بازار جلوتر برود، اگر ظرفیت محاسباتی بلااستفاده ایجاد شود یا پروژهها بیشتر بر اساس اهداف اداری تا بازده اقتصادی انتخاب شوند، بخشی از تجربه ظرفیت مازاد زیرساختی گذشته چین میتواند تکرار شود. بنابراین بزرگی عدد سرمایهگذاری بهتنهایی معیار موفقیت نیست؛ بهرهوری سرمایه و میزان استفاده واقعی از شبکهها تعیینکننده خواهد بود.
با این حال، جهت کلی برنامه قابل توجه است. چین در چهار دهه گذشته یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی خود را بر ترکیبی از نیروی کار گسترده، سرمایهگذاری صنعتی، زنجیره تأمین متراکم و تولید در مقیاس بزرگ بنا کرد. اکنون که هزینه نیروی کار افزایش یافته، جمعیت در حال تغییر است و اتوماسیون نقش بزرگتری در تولید پیدا میکند، مزیت رقابتی آینده میتواند ساختار متفاوتی داشته باشد.
در اقتصادی که رباتها سهم بیشتری در تولید دارند، کشوری الزاماً با نیروی کار ارزانتر برنده نمیشود. ممکن است کشوری مزیت پیدا کند که برق ارزانتر و پایدارتر، ظرفیت محاسباتی بیشتر، شبکه ارتباطی سریعتر، لجستیک کارآمدتر و توان بالاتری برای ساخت و استقرار سیستمهای خودکارداشته باشد. از این زاویه، Six Networks را میتوان تلاشی برای انتقال تدریجی بخشی از مزیت اقتصادی چین از «مقیاس نیروی کار» به «مقیاس زیرساخت و اتوماسیون» دانست.
این برنامه همچنین نشان میدهد مفهوم «زیرساخت» در حال تغییر است. در قرن بیستم، زیرساخت توسعه اقتصادی عمدتاً شامل بندر، جاده، راهآهن، نیروگاه و کارخانه بود. در قرن بیستویکم، دیتاسنتر، شبکه محاسباتی و فیبر نوری به همان اندازه اساسی شدهاند. Six Networks تلاش میکند این دو جهان را در یک معماری واحد قرار دهد: آب و برق در کنار داده و رایانش؛ لوله و بندر در کنار 5G و هوش مصنوعی.
اگر این معماری بهدرستی اجرا شود، نتیجه فقط افزایش ظرفیت دیجیتال چین نخواهد بود. شبکه برق هوشمند میتواند صنایع جدید را تغذیه کند؛ مراکز محاسباتی میتوانند مدلهای AI را آموزش دهند؛ این مدلها میتوانند شبکه برق، کارخانه و لجستیک را بهینه کنند؛ ارتباطات نسل جدید ماشینها را به یکدیگر متصل میکند و شبکه لجستیک خودکار نیز کالا و مواد اولیه را میان این واحدها جابهجا خواهد کرد. در چنین ساختاری، هر شبکه ارزش شبکه دیگر را افزایش میدهد.
و شاید مهمترین نکته همین باشد: قدرت اقتصادی هوش مصنوعی نه در خود الگوریتم، بلکه در اتصال الگوریتم به دنیای واقعی ایجاد میشود.
رقابت آینده احتمالاً فقط بر سر این نخواهد بود که کدام کشور مدل هوش مصنوعی هوشمندتری دارد یا چه کسی تراشه سریعتری تولید میکند. پرسش مهمتر این خواهد بود که چه کشوری میتواند هوش مصنوعی را با انرژی، شبکه، ماشینآلات، لجستیک و ظرفیت صنعتی خود پیوند دهد و آن را با هزینه کمتر و در مقیاس بزرگتر وارد اقتصاد واقعی کند.
برنامه شش شبکه نشان میدهد چین این رقابت را صرفاً یک رقابت نرمافزاری نمیبیند. پکن در حال سرمایهگذاری روی لایه فیزیکی اقتصاد هوشمند است؛ لایهای که از سد و شبکه برق آغاز میشود، از دیتاسنتر و ارتباطات عبور میکند و در بندر، انبار، کارخانه، شهر و شبکه حملونقل به اقتصاد واقعی میرسد.
از این رو، رقم چند تریلیون دلاری سرمایهگذاری مهم است، اما شاید مهمتر از آن، فلسفهای باشد که پشت این سرمایهگذاری قرار دارد: آینده اقتصاد دیجیتال بدون زیرساخت فیزیکی ساخته نمیشود. هوش مصنوعی برای تبدیلشدن از یک ابزار نرمافزاری به یک نیروی اقتصادی، نیازمند برق، آب، محاسبات، ارتباطات، لجستیک و شهرهای آماده است.
Six Networks را میتوان تلاش چین برای ساخت همین بستر دانست؛ نه فقط زیرساخت پنج سال آینده، بلکه زیرساخت اقتصادی که قرار است هوش مصنوعی، رباتیک و اتوماسیون صنعتی در دهههای بعد بر روی آن مستقر شوند.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.