۞ پایگاه خبری اتاق شفاف :
روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » شفاف نگاشت
  • شناسه : 14774
  • 07 آبان 1405 - 9:37
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : فرناز کشاورز محمّدی
از انکار دیروز تا انحصار امروز؛ چرا سلب «نقشه مغزی» از روان‌شناسان خطایی علمی است؟
ابلاغیه‌ای از «۳۲ مهرماه» علیه روان‌شناسان!

از انکار دیروز تا انحصار امروز؛ چرا سلب «نقشه مغزی» از روان‌شناسان خطایی علمی است؟

فرناز کشاورز محمدی، روان‌شناس و نوروتراپیست، با اشاره به ابهام‌ها و تناقض‌های نامه منتسب به سازمان نظام پزشکی درباره ممنوعیت ارائه خدمات EEG و QEEG توسط روان‌شناسان، خواستار شفاف‌سازی و تدوین دستورالعمل‌های علمی مشترک برای تعیین حدود صلاحیت حرفه‌ای متخصصان شد.

فرناز کشاورز محمّدی، کاندیدای دکتری تخصصی روان‌شناسی دانشگاه تهران | روان‌شناس و نوروتراپیس؛ اتاق شفاف: در روزهای اخیر، تصویری از یک مکاتبه اداری با سربرگ سازمان نظام پزشکی در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود که طی آن، ارائه خدمات نوار مغزی (EEG) و نقشه مغزی (QEEG) توسط روان‌شناسان ممنوع اعلام شده است. هرچند اصالت این نامه هنوز در درگاه‌های رسمی تأیید نشده، اما واکاوی شکلی و محتوایی آن، تناقض‌های عجیب اداری و علمی را آشکار می‌سازد که سکوت در برابر آن، به زیان سلامت روان جامعه است.

فرناز کشاورز محمّدی

۱. تناقض بزرگ در تاریخ؛ «۳۲ مهرماه» چگونه متولد شد؟!

نخستین نکته‌ای که در همان نگاه اول اعتبار این سند را با چالش جدی مواجه می‌کند، یک شاهکار زمانی است! در بالای نامه، تاریخ صدور«۳۰ مهر ۱۴۰۵» درج شده، اما در سطر اول متن، به مکاتبه‌ای از مرکز نظارت وزارت بهداشت به تاریخ «۳۲ مهر ۱۴۰۵» استناد شده است!

ظاهراً اشتیاق برای محدودسازی فعالیت روان‌شناسان به قدری بالا بوده که نه‌تنها برگ تازه‌ای به تقویم اضافه شده، بلکه نامه‌ای در ۳۰ مهر توانسته به مکاتبه‌ای از آینده (۳۲ مهر!) ارجاع دهد. این گاف آشکار، یا نشان‌دهنده دستکاری دیجیتال و تولید تصویر با هوش مصنوعی است، و یا در صورت صحت، گواهی بر سطح دقت و شتاب‌زدگی در تنظیم چنین مکاتبات حساسی است.

۲. خلط مفهومی؛ تفاوت «نوار مغزی بالینی» با «نقشه مغزی کمّی»

در متن این نامه، «EEG بالینی» و «QEEG (نقشه مغزی)» در یک ردیف قرار گرفته‌اند؛ در حالی که از منظر علمی، این دو کارکردی کاملاً متمایز دارند:

نوار مغزی بالینی: ابزاری پزشکی و در حیطه صلاحیت متخصصان مغز و اعصاب (نورولوژی) برای بررسی چشمی امواج خام مغز جهت تشخیص اختلالات نورولوژیک نظیر صرع و امواج شبه‌تشنجی،بررسی سطح هوشیاری و شناسایی بدکارکردی‌های الکتریکیِ ناشی از ضایعات ساختاری مغز است؛ حوزه‌ای که روان‌شناسان هرگز ادعایی برای ورود به آن نداشته‌اند.

نقشه مغزی(EEG کمّی): یک ابزار ارزیابی کارکردی و شناختی است. در این روش، سیگنال‌های مغزی از طریق پردازش‌های ریاضی به داده‌های کمّی و نمرات استاندارد تبدیل شده و با پایگاه‌های داده هنجاری مقایسه می‌شوند. هدف در اینجا، تحلیل کمّی امواج، بررسی نحوه ارتباط و هماهنگی نواحی مختلف مغز و ارزیابی الگوهای کارکردی مرتبط با کارکردهای اجرایی، پردازش‌های شناختی، توجه و تنظیم هیجان است.

بدیهی است که شالوده تفسیر نقشه مغزی بر «روان‌سنجی»، «آمار استنباطی پیشرفته» و «علوم اعصاب شناختی» استوار است؛ مباحثی که هسته اصلی آموزش‌های تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی را تشکیل می‌دهند.

۳. چرا روان‌شناس به ابزار سنجش عینی نیاز دارد؟

بر اساس اجماع علمی، نقشه مغزی یک ابزار کمکی عینی در کنار مصاحبه بالینی و آزمون‌های روان‌شناختی است. بسیاری از مراجعان کلینیک‌های روان‌شناسی—به‌ویژه کودکان، افراد دارای ناگویی هیجانی یا درمانجویانی که بینش کافی نسبت به وضعیت خود ندارند—قادر نیستند در مصاحبه یا پرسشنامه‌های خودگزارش‌دهی، رنج شناختی و هیجانی خود را به دقت توصیف کنند. در چنین شرایطی، QEEG به روان‌شناس و نوروتراپیست کمک می‌کند تا الگوهای فعالیت مغزیِ مرتبط با شناخت و هیجان را به صورت عینی رصد کرده و با تلفیق آن با یافته‌های بالینی، مسیر توان‌بخشی شناختی و مداخلات روان‌شناختی را با دقت بالاتری تنظیم کند.

۴. از انکار دیروز تا مصادره امروز؛ یک پرسش تاریخی

‎نکته تامل‌برانگیز، تغییر رویکرد برخی منتقدان است. تا چند سال پیش، زمانی که پژوهشگران و متخصصان روان‌شناسی و علوم اعصاب در دانشگاه‌های تراز اول کشور مشغول پژوهش، بومی‌سازی و اثبات اثربخشی روش‌های نوین نوروتراپی (به‌ویژه نوروفیدبک) بودند، بخشی از بدنه سنتی پزشکی اساساً این روش‌ها را انکار می‌کرد.

حال پرسش اینجاست که چه اتفاقی افتاده است که دانشی که تا دیروز از سوی برخی همکاران پزشک رد می‌شد، امروز و پس از آنکه روان‌شناسان با سال‌ها تلاش پژوهشی و بالینی کارآمدی آن را به اثبات رساندند، یک‌شبه معتبر شده و باید در انحصار مطلق پزشکان قرار گیرد؟

۵. جایگاه روان‌شناسان در چارچوب‌های حرفه‌ای و رویه‌های جهانی

سلب صلاحیت از روان‌شناسان آموزش‌دیده در این حوزه، با منطق علمی و رویه‌های شناخته‌شده بین‌المللی همخوانی ندارد:

در چارچوب صلاحیت‌های حرفه‌ای داخل کشور:

فلسفه وجودی رشته روان‌شناسی و قوانین حاکم بر فعالیت روان‌شناسان در ایران، بر پایه «سنجش، ارزیابی شناختی و به‌کارگیری مداخلات غیردارویی» بنا شده است. ثبت نقشه مغزی (QEEG) و مداخلات مبتنی بر خودتنظیمی عصبی مانند نوروفیدبک، ماهیتی غیردارویی و غیرتهاجمی دارند و صرفاً به ثبت سیگنال‌های سطحی و تحلیل داده‌های کارکردی مغز برای تنظیم پروتکل‌های توان‌بخشی شناختی و روانی می‌پردازند؛ از این رو، به طور طبیعی در امتداد ابزارهای ارزیابی روان‌شناختی قرار می‌گیرند.

در رویکرد رایج بین‌المللی: در بسیاری از کشورهای پیشرو، علوم اعصاب کاربردی و نوروتراپی حوزه‌هایی «میان‌رشته‌ای»شناخته می‌شوند. در مراکز معتبر علمی و بالینی دنیا، معیار اصلی صلاحیت برای تحلیل نقشه مغزی و اجرای نوروفیدبک، صرفاً داشتن مدرک پزشکی نیست، بلکه گذراندن دوره‌های تخصصیِ تحلیل کمّی سیگنال، علوم اعصاب شناختی و روان‌سنجی است؛ به همین دلیل، متخصصان تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی در کنار سایر متخصصان علوم اعصاب، سهم بسزایی در پژوهش و درمان این حوزه ایفا می‌کنند.

ضمن آنکه اگر قرار بر مرزبندی‌های یک‌جانبه باشد، این پرسش متقابل مطرح می‌شود که بر چه اساسی برخی روان‌پزشکان که محور اصلی آموزش آن‌ها مدل زیست‌پزشکی و دارودرمانی است و ساعت‌ها آموزش نظری و سوپرویژن‌های فشرده روان‌درمانیِ رشته‌های روان‌شناسی بالینی را نگذرانده‌اند—اقدام به برگزاری جلسات «روان‌درمانی» می‌کنند؟ اگر مداخله روان‌شناختی بدون داروست، سلب ابزارهای سنجش شناختی از روان‌شناسان به معنای نادیده گرفتن ماهیت علمی این رشته است.

سخن پایانی؛ تعامل علمی به جای تقابل صنفی

تردیدی نیست که ثبت و تحلیل نقشه مغزی (QEEG) نیازمند دانش تخصصی دانشگاهی و گذراندن دوره‌های معتبر نظری و عملی است و باید با قاطعیت از ورود افراد فاقد صلاحیت—چه پزشک و چه روان‌شناسِ آموزش‌ندیده—جلوگیری شود. اما راهکار صیانت از سلامت مردم، صدور ابلاغیه‌های مبهم و یک‌جانبه با تاریخ‌های غیرواقعی نیست؛ بلکه پایان دادن به تقابل‌های فرسایشی میان روان‌پزشکان و روان‌شناسان و تشکیل کارگروه‌های علمی مشترک میان *سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام روان‌شناسی* برای تدوین شیوه‌نامه‌های استاندارد و بهره‌گیری از توان علمی متخصصان هر دو حوزه است. فراموش نکنیم که در شرایط خطیر و پرفشار کنونی، التیام رنج‌ها و صیانت از سلامت روان مردمان شریف کشور عزیزمان ایران، نخستین رسالت اخلاقی و حرفه‌ای است که باید فراتر از هرگونه انحصارطلبی صنفی، در اولویت ما جماعت درمانگران قرار گیرد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*