۞ پایگاه خبری اتاق شفاف :
روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر

  • شناسه : 14327
  • 28 مهر 1405 - 13:41
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : علی شفائی
  • منبع : اتاق شفاف
شکست مدیران پیشین، اخطار جدی به هیأت‌رئیسه جدید اتاق‌های اصناف است
مانیفست نجات، پنج اصل برای احیاء اعتماد اجلاس به هیأت‌رئیسه

شکست مدیران پیشین، اخطار جدی به هیأت‌رئیسه جدید اتاق‌های اصناف است

سال‌ها بازار سنتی و تشکل‌های صنفی ایران بر مداری می‌چرخید که در کتاب‌های جامعه‌شناسی و مدیریت نوین به آن می‌گویند سرمایه نمادین، همان که در ادبیات کف بازار به آن ریش‌سفیدی می‌گویند.

سال‌ها بازار سنتی و تشکل‌های صنفی ایران بر مداری می‌چرخید که در کتاب‌های جامعه‌شناسی و مدیریت نوین به آن می‌گویند سرمایه نمادین، همان که در ادبیات کف بازار به آن ریش‌سفیدی می‌گویند.

رییس اتحادیه یا عضو هیأت‌رئیسه اتاق فقط کسی نبود که برگه پروانه کسب مهر کند؛ او همان پیر دنیا‌دیده‌ای بود که وقتی وارد راهروهای وزارت صمت یا سازمان امور مالیاتی می‌شد، مدیرکل و معاون وزیر به حرمت موی سپیدش تمام‌قد می‌ایستادند و در تنش‌های درون‌صنفی، یک تار سبیلش چک تضمینی برای حل بحران بود.

اما ناگهان تب نوسازی و جوان‌گرایی دستوری به جان قانون نظام صنفی افتاد، تبصره‌ای نوشتند به ‌ظاهر مدرن و در باطن نارس و عقب‌گرا؛ شیوخ و کهنه‌سواران بازار را با تیغ محدودیت دوره‌ها از میدان به‌در کردند و فضا برای ظهور نسل جدیدی از فعالان صنفی مهیا شد.

قرار بود نوآوری بیاید، تحول ساختاری رقم بخورد و اصناف هم‌گام با اقتصاد دیجیتال پرواز کنند؛ اما چیزی که پیاده شد، بیشتر به مسابقه کت‌شلوارهای سایز بزرگ بر تن مدیران سایز کوچک شباهت داشت.

 

***تراژدی اتاق‌های جنگ؛ صندلی‌هایی برای مچ‌اندازی نه راهبری

فاجعه از همان روزهای نخست استقرار هیأت‌رئیسه‌های برآمده از قانون اصلاحی آغاز شد. چهره‌های جدیدی که نه خاک بازار را در دیگ صبر خورده بودند و نه از پیچ‌وخم سیاست‌ورزی صنفی سردرمی‌آوردند، خیلی زود نشان دادند که درکشان از تشکل صنفی، یک کمپین شخصی برای خودنمایی است.

هیأت‌رئیسه‌ها در اکثر شهرستان‌ها و کلان‌شهرها خیلی زود به دو یا حتی چند قطب متخاصم تبدیل شدند؛ سناریویی تکراری از کودتاهای هفتگی، استیضاح‌های بی‌حاصل، دعوا بر سر سربرگ اتاق، نامه‌نگاری‌های محرمانه و افشاگرانه علیه یکدیگر به کمیسیون نظارت و فرمانداری، سرازیر شدن سیل شکایات به دیوان عدالت اداری و گروکشی در امضاهای بانکی که دعوا را به سفره کارمندان اتاق‌ها و اتحادیه‌‌ها هم کشیده شد.

 

***پیامدهای کودکستان مدیریتی

فلج شدن دیپلماسی صنفی؛ در روزهایی که کمر اصناف زیر بار کمرشکن مالیات‌ستانی غیرمنطقی، سامانه مودیان، بحران پایانه‌های فروشگاهی، سامانه‌سازی‌های تمام نشدنی و تورم افسارگسیخته خم شده بود، آقایان هیأت‌رئیسه مشغول یارکشی برای قدرت‌نمایی در برابر هم و عزل دبیر اجرایی یا معاونان بودند.

تحقیر اصناف نزد دولت؛ نهادهای دولتی که پیش از این برای تصمیم‌گیری‌های کلان حداقل ظاهر مشورت با بازار را حفظ می‌کردند، وقتی با هیأت‌رئیسه‌ای متشتت و از هم گسیخته روبرو شدند، اصناف را کاملاً به حاشیه راندند و بخشنامه‌های یک‌شبه را مثل پتک بر سر کسبه فرود آوردند.

توقف کامل پروژه‌های توسعه‌ای؛ اتاق‌ها به جای ایجاد زیرساخت‌های فروش آنلاین، پنجره واحد خدمات و ساماندهی امور مالی، تبدیل به دادگاه‌های حل اختلاف داخلی و جلسات لابی در رستوران‌های اعیانی برای ساماندهی کودتاهای داخلی برای حذف اعضای هیأت‌رئیسه به دست یکدیگر شدند.

 

***ادعای بزرگی کردن و هجوم مدعیان جدید

بزرگ‌ترین جنایت هیأت‌رئیسه‌های قبلی ناکارآمد، نه حیف‌ومیل بودجه‌ها بود و نه لو رفتن منافع صنف؛ جنایت اصلی بی‌ارزش کردن مفهوم بزرگی و ریش‌سفیدی بود.

وقتی کاسبان جزء و روسای اتحادیه‌ها دیدند برخی آقایان عضو هیأت‌رئیسه در اجلاسیه حتی بلد نیست یک متن دوخطی را از رو بخوانند، در بحران‌ها قهر می‌کنند، برای حل اختلاف پیش‌پاافتاده دو اتحادیه کار به محکمه و دیوان قضا کشیده می‌شود و تمام هنرشان انداختن عکس سلفی با مدیران کل اداره صمت است، ناگهان در ذهن صدها نفر یک جرقه شیطانی روشن شد: اگر بزرگی کردن و مدیریت اتاق یعنی همین رفتارهای بچه‌گانه، چرا من نتوانم، من که از این آقایان کت‌وشلوار شیک‌تر می‌پوشم، صدایم هم بم‌تر است و برای شرکت در یکگردهمایی ساده صنفی چند برابر رئیس‌جمهور کشور خدم و حشم همراه دارم.

به این ترتیب، شأن هیأت‌رئیسه شکست. توهمی همگانی شکل گرفت که مدیریت بازار چیزی شبیه نشستن پشت میز کنفرانس و ژست متفکرانه گرفتن با فنجان چای است. در نتیجه، در انتخابات اخیر دیدیم که صف نامزدها طولانی‌تر از صف کالابرگ‌های دولتی شد؛ ارتشی از مدعیان با این باور که بزرگی کردن کار راحتی است، به میدان هجوم آوردند.

 

***زلزله در آرا؛ پاسخ دندان‌شکن بازار به مدیریت پوشالی

نتایج انتخابات اخیر اصناف در پهنه کشور حامل یک پیام وحشتناک و قاطع بود؛ قاطبه هیأت‌رئیسه‌های پیشین با رأی منفی روسای اتحادیه‌ها از صحنه مدیریت اتاق‌های اخراج شدند.

این پاکسازی گسترده، نه تصادفی بود و نه حاصل توطئه پشت پرده؛ بلکه یک انزجار انباشته از مدیرانی بود که ردای پدری بر تن کردند اما رفتارشان از کودکان هم بچه‌گانه‌تر بود. اصناف فریاد زدند که صندلی خالی بهتر از مسئولی است که بودنش فقط هزینه‌ساز و عامل نزاع است.

رأی به تغییر و انتخاب نسل جدید مدیران برای هدایت اتاق‌‍های اصناف دو پیام داشت، خوب یا ید اصناف از ریش‌سفیدان و بزرگان نسل قبل گذر کرده‌اند و دیگر آنکه قاعده حکومت‌های طولانی مدت در تشکل‌های صنفی منسوخ شده است و مدیران ناکارآمد فرصتی برای آزمون و خطا و تکرار ندارند و اصناف ترجیح می‌دهند شانس خود را با مدیران جدید به آزمایش بگذارند تا اینکه مدیران قبلی را محک دوباره بزنند.

اما این شمشیر دو لبه، حالا دقیقاً زیر گلوی هیأت‌رئیسه‌های جدید قرار گرفته است.

 

***دوگانگی ترسناک پیش‌روی تازه‌واردها؛ کابوس پشت نقاب رویا

آقایان هیأت‌رئیسه جدید، تبریکات صمیمانه، دسته‌گل‌های گلایل و رز و پیام‌های فدایت‌شوم را کنار بگذارید؛ ضیافت تمام شد.

شما بر موج نارضایتی از مدیران قبلی سوار شدید و با این باور غلط که مدیریت و بزرگی کردن در اصناف کار سختی نیست، وارد اتاق‌ها شده‌اید. اما حقیقت تلخ این است که همه آراء به دست آمده نتیجه محبوبیت و مقبولیت شما نیست و گروهی از افرادی که به شما رأی دادند هدفشان صرفاً فرار از جهنم قبلی بود که مدیران دوره قبل برای اصناف ساخته و پرداخته کردند.

دیواری از بی‌اعتمادی، بدهی‌های معوق، بخشنامه‌های فلج‌کننده دولتی و چشمان بدبین صدها رؤسای اتحادیه‌های خسته، روبه‌روی شما صف کشیده است.

اگر قرار باشد شما هم دو روز دیگر سر انتخاب نایب‌رئیس اول یا امضای حساب جاری اتاق، گیس‌و‌گیس‌کشی راه بیندازید، سرعت اخراجتان از صحنه مدیریت اصناف بسیار سریع‌تر از اسلافتان خواهد بود.

 

***مانیفست نجات؛ چگونه می‌توان دوباره بزرگی کرد

بزرگتری کردن در اصناف با کت و شلوار شیک پوشیدن، به صف کردن بادیگاردها، به دست گرفتن کیف سامسونت و لبخند در برابر عکاسان به دست نمی‌آید. پدری کردن در تشکل، خون دل خوردن، کوتاه آمدن و سینه سپر کردن می‌خواهد. اگر هیأت‌رئیسه جدید می‌خواهد دوباره اعتماد اعضای اجلاسیه و بدنه بازار را احیاء کند، باید بلافاصله این پنج اصل حیاتی را پیاده کند.

 

***اصل اول؛ پذیرش نقش سپر بلا به جای سکوی پرتاب

هیأت‌رئیسه باید باور کند که اتاق اصناف، پله‌ای برای رسیدن به شورای شهر و مجلس نیست. بزرگی یعنی در جنگ نابرابر با سازمان امور مالیاتی و تامین اجتماعی، هیأت‌رئیسه خودش را سپر بلای کاسب جزء کند، نه اینکه در جلسات دولتی به عنوان پادو و تاییدکننده مصوبات ضدصنفی امضا بیندازد.


***اصل دوم؛ مشق تواضع و بازگرداندن شأن اجلاسیه

اجلاسیه اتاق، مجلس فرمایشی شما نیست که سه ساعت در آن سخنرانی کنید و در آخر با یک صلوات بودجه را تصویب کنید.

باید برای هر عضو اجلاسیه پرونده شأنیت قائل شوید و تریبون آزاد و بدون سانسور در اجلاسیه‌ها راه بیندازید و بگذارید روسای اتحادیه‌ها فریاد بزنند.

یاد بگیرید که در برابر انتقادهای تند، لبخند بزنید و با سعه‌صدر پاسخ دهید؛ این همان خصلت پدری گمشده در اصناف است.

 

***اصل سوم؛ تشکیل کابینه سایه از نخبگان و مشاوران واقعی

دوران اینکه هیأت‌رئیسه پنج نفره فکر کند علامه دهر است، به سر آمده، اصناف امروز با مالیات بر تراکنش، سامانه‌های هوشمند جامع تجارت، قوانین جدید کار و تعزیرات حکومتی روبروست.

اتاق باید به تیم حقوقی فوق‌العاده قوی و مشاوران زبده در حوزه‌های مختلف مجهز شود و خدمات مشاوره‌ای باید به‌صورت رایگان و سیستمی در اختیار تمام اتحادیه‌ها و اعضای اجلاسیه قرار گیرد تا آنها پشت‌گرمی اتاق را در عمل لمس کنند.

باید گروهی از پیشکسوتان، نخبگان و مشاوران را به عنوان هیأت‌رئیسه سایه منصوب کنند تا ایشان به موازات هیأت‌رئیسه برای امور اتاق واصناف تصمیم‌گیری کرده و نتیجه را در اختیار هیأت‌رئیسه قرار دهند تا با مقایسه آت با تصمیمات خود، بهترین تصمیمات برای جامعه صنفی اتخاذ شود.

 

***اصل چهارم؛ شفافیت مالی عریان، پادزهر سوءظن‌ها

هیچ چیز مانند بوی تعفن ابهامات مالی، اتحاد هیأت‌رئیسه و اعتماد بدنه را منهدم نمی‌کند.

سامانه شفافیت اتاق اصناف را راه بیندازید؛ درآمد حاصل از صدور پروانه‌ها، جشنواره‌های فروش فصلی، سهم اتحادیه‌ها، جرایم، هزینه‌کردها و ردیف‌های تشریفاتی را روی یک داشبورد شفاف در دسترس تمام اعضای اجلاسیه بگذارید. وقتی جیب شما شیشه‌ای باشد، هیچ‌کس نمی‌تواند به صداقتتان تعرض کند.

 

***اصل پنجم؛ وحدت آهنین در ویترین، گفتگوهای صریح در اتاق دربسته

اختلاف‌نظر طبیعی است، اما کشاندن دعواهای مدیریتی به صفحات گروه‌های مجازی و رسانه‌ها بدترین اشتباه است. هیأت‌رئیسه جدید باید میثاق‌نامه امضا کند مبنی بر اینکه بحث و جدل در داخل جلسه تا پای جان آزاد است، اما خروجی به سمت بیرون، تنها و تنها یک صدای واحد، قدرتمند و هماهنگ خواهد بود.

اصلاحیه قانون نظام صنفی شاید شناسنامه‌ها را جوان کرده باشد، اما عقلانیت چیزی نیست که با تاریخ تولد تعیین شود. هیأت‌رئیسه‌های جدید بر لبه تیغ راه می‌روند؛ یا با عبرت گرفتن از سرنوشت تلخ پیشینیان، شأن پدری دلسوز، مقتدر و خادم را احیا می‌کنند؛ یا اینکه در پایان همین دوره، نه به عنوان ریش‌سفید، بلکه به عنوان کاسب‌کاران قدرت از درب خروجی اصناف با دلخوری و ناراحتی بدرقه خواهند شد، بازار ادعا نمی‌پذیرد، منتظر عمل است.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*