۞ پایگاه خبری اتاق شفاف :
روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » شفاف نگاشت
  • شناسه : 15165
  • 12 آبان 1405 - 13:12
  • ارسال توسط :
سلاخی سرمایه داری به شیوه آلتوسر در سایه شکم چرانی بزرگ

سلاخی سرمایه داری به شیوه آلتوسر در سایه شکم چرانی بزرگ

فیلم «شکم‌چرانی بزرگ» مارکو فرری با نگاهی به مصرف‌گرایی پس از جنگ جهانی دوم، سرمایه‌داری را به چالش می‌کشد و با الهام از اندیشه‌های آلتوسر، نشان می‌دهد که در عصر پسامدرن، مصرف به هویت تبدیل شده و مصرف‌کننده خود به کالای مصرفی بدل می‌شود.

محمدرضا قائمی، اتاق شفاف؛ در میان آثاری که به قلب سرمایه داری حمله ور شدند شاید بتوان فیلم  “شکم چرانی بزرگ” را طلایه دار این جریان دانست. اینکه مارکو فرری با همین یک اثر خود توانسته حجت را برای طرفدارانش تمام کند برای تمام عمر هنری خود اکتفا می کند.

شاید اگر به فیلم هایی که با مضمون مصرف گرائی بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شده اند سری بزنیم فیلم مذکور یک سرو گردن از باقی آثار بالاتر باشد.

فرری این توشه هنری خودرا چنان بر پرده نقره ایی سینما میکوبد که سرمایه داری را در پرتو ۱۳۰ دقیقه خود سلاخی می‌کند. بی دلیل نیست که فیلم در جشنواره کن سال ۱۹۷۳ جنجال بسیار زیادی به پاکرد و جایزه منتقدان بین المللی Fipresci را درو نمود، هرچند که بعدها گزارش شد که کن به صحنه درگیری لفظی بعد از اکران این اثر کشیده شد اما به مرور زمان، ارزش آن همچون گنجینه ایی پنهان زیر بستر خاک  بیشتر و بیشتر شد.

فرری برای اینکه سرمایه داری را با نورهای رنگی همچون آینه ای بر ذهن مخاطب بتاباند آنقدر دست بازیگران را باز گذاشته بود که فیلم به سمت نوعی هرزه گی پیش رفت از رها بودن مارچلو ماستریانی گرفته تا اضافه وزن ۲۵ کیلوئی آندره آ فرئول همه شاهدی بر این امر واقع هستند. هرچند که بعدها ماستریانی فیلم را به اغراق نابودی تمدن نامید اما میشل پیکولی فیلم را استعاره ای دقیق از مساله نابرابری توزیع منابع در جهان هستی عنوان نمود.

بعد از جنگ جهانی دوم با ورود به عصر پسامدرنیسم مساله سرمایه داری برای روشنفکران دغدغه ایی شد که چراغ آن بین جنگهای اول و دوم روشن شد هرچند که به سنت لیوتاری پست مدرنیسم عصری فارغ از مدرنیسم نیست و اگر بتوان به لیوتار مومن بود تبعات بشری با ورود به دنیای ماشینی شدن ایجاد شد و میتوان عنوان کرد که اتفاقا این ماشین ها بیشتر در زمینه کشاورزی بشر را تحت الشعاع قرارداده  بنابراین به طور کلی “شکم چرانی بزرگ” با این نکته ظریف ورود به قلب سرمایه داری می‌کند.

از طرفی اندیشمندانی که در حوزه پسامدرنیسم قلم فرسائی کرن از کوران پول ، سرمایه و توزیع ثروت غافل نبودند هرچند که تئوری های مارکس در این زمان خوانشی نو پیدا کرد اما می توان گفت که همگی بر پایه یک ستون استوار بودند؛ سرمایه.

هرچند که آلتوسر خودش را مارکسیست میدانست و همیت اصلیش به خوانشی نو بر اندیشه های مارکس بود و حتی با اینکه خودش را به مکتب مارکسیست مومن میدانست اما می توان آلتوسر را پسا مارکسیستی دانست که اتفاقا مارکسیست ساختارگرا بود.

آلتوسر بیش از انکه به مصرف بپردازداندیشه های خودرا  بیشتر به تولید و ایدئولوژی تولیدی معطوف کرده است اما مخاطب میداند روی دیگر تولید چیزی جز مصرف نیست.

آلتوسر معتقد بود که ایدئولوژی سوژه را میسازد و سوژه تولید را و سپس تولید ره یافتی جز هویت اجتماعی ندارد بنابراین اگر بخواهم از نگاه آلتوسر به اثر مارکو فرری بنگرم هویت اجتماعی چهار پرسونای فیلم دقیقا معطوف به ایدئولوژی مصرف گرائی مفرط سرمایه داری است.

فیلم پیامی را به مخاطب دیکته می‌کند؛ من می‌خورم پس هستم که اتفاقا در باب اندیشه التوسری سوژه‌ی  مصرف گرائی ایدئولوژی و تولید انبوه در حد مرگ هست.

مارکو فرری با ظرافت بین خطوط فیلمنامه به نقطه ایی می رسد که تبعات مصرف گرائی را نمی تواند از مخاطب پنهان کند و آن را همچون رنگ هایی دیوانه وار بر پرده نقره ای می‌پاشد در تفسیر این معجزه می توان به اندیشه های آلتوسر پناه برد و به طور خلاصه بیان نمود که مصرف کننده خودش تبدیل به کالای مصرفی میشود و در حد اعتلای خودش مصرف گرائی از “داشتن” به “بلعیدن” تبدیل میشود.

هرچند که بعدها آلتوسر در نقد خودش واژه ی کلیدی استیضاح ایدئولوژیک را عنوان میکند با الهام از اثر مذکور می توان گفت کلیدی ترین پیام فرری و آلتوسر این است که در عصر پسامدرن و با هجوم سرمایه داری و تسلط سرمایه مصرف تبدیل به هویت میشود.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*