۞ پایگاه خبری اتاق شفاف :
روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » اختصاصی » اسلایدر » گزارش
  • شناسه : 13575
  • 07 مهر 1405 - 22:23
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : مهران ابراهیمیان
طلای آنلاین روی گسل؛ وقتی سکوت ناظر، بازار را می‌لرزاند| میلی گلد تنها در سنگر شفافیت
گزارش اتاق شفاف از یک شایعه،۲۵ میلیون کاربر نگران!

طلای آنلاین روی گسل؛ وقتی سکوت ناظر، بازار را می‌لرزاند| میلی گلد تنها در سنگر شفافیت

تلاش تنهایی پلتفرم میلی برای شفاف سازی در تأخیر تسویه‌ها با بیست و پنج میلیون کاربر، بازار طلای آنلاین را با بحران جدی اعتماد مواجه می کند؛ وضعیتی پرابهام که با سکوت مراجع نظارتی و بانک کارگشایی تشدید شده است.

اتاق شفاف، مهران ابراهیمیان: هجمه درباره «میلی» از جایی شروع شد که یک شمش طلا در فضای مجازی «تقلبی» خوانده شد؛ بعد، ویدئوها و روایت‌هایی درباره اصالت طلای تحویلی دست‌به‌دست شد و در ادامه، انتشار صدای یک مشاجره از ساختمانی که به میلی نسبت داده شد، به آتش التهاب دمید. پیشتر ها هم واژه هایی مانند خالی فروشی کلید واژه ی بود که با احتیاط از ان برای فروش انلاین طلای اب شده استفاده می شد اما با دخالت بانک مرکزی در ماه ها قبل اعمال نظارت ها همواره صاحبان پلتفرم ها این ادعا را داشته اند که قوانین اجازه خالی فروشی به انها را نمی دهد و باید حتما معادل خرید طلا در بانک کارگشایی اعتبار داشته باشند.

در فضای شبکه‌های اجتماعی، فاصله میان «ادعا» و «واقعیت» گاهی فقط چند دقیقه است به خصوص که نهادهای ناظر سکوت معناداری در این باره انجام دهند؛ اما در بازار طلا، همین فاصله می‌تواند برای میلیون‌ها نفر هزینه‌ساز شود.

موضوع اما صرفاً یک پلتفرم نیست. وقتی پای پلتفرمی با ۲۵ میلیون کاربر اعلام‌شده به میان می‌آید، دیگر نمی‌توان مسئله را صرفاً یک اختلاف تجاری میان یک شرکت، مشتری یا رقیب دانست.

«میلی» در خرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد تعداد کاربرانش از ۲۵ میلیون نفر عبور کرده و جایگاه نخست در میان پلتفرم های مشابه را دارد. همین عدد، اهمیت ماجرا را چند برابر می‌کند.

میلی با رد ادعای شمش تقلبی اعلام کرد معادل نهصد و شصت و پنج کیلوگرم طلا در خزانه‌های امن دارد و بررسی‌های بازرسی و پلیس امنیت اقتصادی انجام شده است

شمش تقلبی؛ واقعیت یا یک ادعای اثبات‌نشده؟

در میانه شهریور، ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که در آن ادعا شده بود یک شمش طلای دریافت‌شده از میلی تقلبی است. این ادعا به‌سرعت به موضوعی بزرگ‌تر تبدیل شد: آیا میلی واقعاً به اندازه طلایی که به کاربران فروخته، پشتوانه فیزیکی دارد؟

پاسخ میلی روشن بود: شمش و بسته‌بندی منتشرشده در فضای مجازی اساساً متعلق به این پلتفرم نیست. مدیر ارتباطات شرکت همچنین اعلام کرده که تاکنون بیش از ۵۵۰ کیلوگرم طلای فیزیکی به کاربران تحویل شده و گزارشی مستند درباره تقلبی بودن شمش‌های تحویلی دریافت نشده است.

این پاسخ البته پایان ماجرا نیست؛ بلکه دقیقاً جایی است که نهاد ناظر باید وارد شود.

اگر شمش واقعاً متعلق به میلی بوده، باید مرجع رسمی عیار و اصالت آن را اعلام کند. اگر نبوده، باید همین موضوع نیز با یک گزارش کارشناسی و قابل استناد برای افکار عمومی روشن شود. در چنین پرونده‌ای، انتشار فیلم، فایل صوتی و روایت‌های متضاد، جایگزین آزمایشگاه رسمی و گزارش نهاد ناظر نیست.

مسئله اصلی شاید «طلا» نباشد؛ مسئله اعتماد است

میلی در آخرین توضیحات خود اعلام کرده است که معادل ۹۶۵ کیلوگرم طلای مربوط به تعهدات کاربران به‌صورت فیزیکی در خزانه‌های امن و بانکی نگهداری می‌شود و تأخیر در بخشی از تسویه‌ها ناشی از محدودیت دسترسی به بخشی از ذخایر، از جمله در بانک کارگشایی، و همچنین محدودیت‌های درگاه‌های پرداخت بوده است. شرکت می‌گوید طی ۳۰ روز بیش از ۷ هزار میلیارد تومان تسویه ریالی و بیش از ۳۶ کیلوگرم تحویل فیزیکی انجام داده است.

میلی گلد همچنین می‌گوید در ۱۵ شهریور از پلیس امنیت اقتصادی خواسته موجودی طلا و تعهدات طلایی و ریالی شرکت بررسی شود و این بررسی، به گفته شرکت، ۱۴ روز بعد انجام شده است. در نامه اول مهر به دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز همین روایت درباره محدودیت دسترسی به ذخایر و درخواست رفع موانع تکرار شده است. این بخش‌ها، روایت شرکت از ماجراست و پاسخ رسمی نهادهای مورد اشاره برای راستی‌آزمایی عمومی آن در دسترس نیست.

اینجاست که یک سؤال ساده اما مهم مطرح می‌شود: اگر ذخایر وجود دارد، چرا یک گزارش رسمی و قابل انتشار درباره میزان تعهدات، میزان ذخایر و میزان طلای قابل دسترس منتشر نمی‌شود؟و اگر چنین ذخایری وجود ندارد، چرا مرجع رسمی مسئول، آن را شفاف اعلام نمی‌کند؟

سکوت ادامه‌دار نهادهای نظارتی در برابر شایعات و مناقشات پلتفرم‌های پرمخاطب می‌تواند به فروپاشی دارایی ناملموس یعنی اعتماد عمومی و خسارت گسترده به پس‌اندازهای خرد شهروندان منجر شود

سکوت ناظر، از خود بحران خطرناک‌تر است

بازار طلای آنلاین از مدت‌ها پیش با هشدارهای صنفی روبه‌رو بوده است. نادر بذرافشان، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران، در شهریور امسال اعلام کرد اتحادیه طی حدود دو سال، بیش از ۱۶ جلسه با دستگاه‌های مختلف برگزار کرده و ۱۴ نامه درباره آسیب‌ها و تهدیدهای احتمالی این بازار ارسال کرده است. او همچنین درباره تفاوت قیمت خرید و فروش، اعتبار برخی مجوزها و عملکرد بعضی سکوها در شرایط بحرانی هشدار داده است.

این هشدارها را نمی‌توان نادیده گرفت. اما سوی دیگر ماجرا هم به همان اندازه مهم است: هشدار بدون تعیین تکلیف، خودش مولد نااطمینانی است.

اتفاقاً دولت و بانک مرکزی در ماه‌های گذشته چارچوب نظارتی این بازار را جدی‌تر کرده‌اند. طبق دستورالعمل مصوب هیأت وزیران، سکوهای معاملات آنلاین باید زیر سازوکار مجوزدهی مشخص فعالیت کنند، طلا پیش از فروش در خزانه مورد تأیید نگهداری شود و سامانه ناظر بانک مرکزی امکان تطبیق تعهدات سکو با موجودی طلا را فراهم کند.

حتی در اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام شد نسخه اولیه سامانه ناظر بانک مرکزی برای معاملات آنلاین طلا و نقره راه‌اندازی شده است؛ سامانه‌ای که هدف آن پایش معاملات و کاهش امکان خالی‌فروشی عنوان شده بود.

پس سؤال امروز دیگر این نیست که «آیا دولت ابزار نظارتی دارد؟»

سؤال این است که چرا وقتی یک پلتفرم با میلیون‌ها کاربر وارد بحران اعتماد می‌شود، خروجی این ابزار نظارتی برای مردم قابل مشاهده نیست؟

نبرد سنت و مدرنیته در بازار طلا

در پس این ماجرا، یک رقابت بزرگ‌تر نیز قابل مشاهده است؛ رقابت میان بازار سنتی طلا و اقتصاد پلتفرمی.

افزایش شدید قیمت طلا، خرید مصنوعات را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده است. در یکسال گذشته، قیمت طلای ۱۸ عیار نسبت به سال قبل حدود ۱۶۰ درصد افزایش یافته بود.

در چنین شرایطی، خرید چند صدم یا چند دهم گرم طلا از طریق تلفن همراه برای بخشی از جامعه، جایگزین خریدی شده که زمانی با مراجعه به طلافروشی انجام می‌شد.

این تغییر، فقط تغییر کانال فروش نیست؛ تغییر مدل کسب‌وکار است.

طلافروش سنتی با ویترین، اجرت، هزینه مغازه، نیروی انسانی و رابطه حضوری با مشتری کار می‌کند که بعضا با محاسبه مالیاتی بیش از 40 درصد ارزش طلا در مصنوعات است. پلتفرم دیجیتال با مقیاس، داده، نرم‌افزار، بازاریابی شبکه‌ای و کاهش اصطکاک معامله.

این همان چیزی است که در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان تخریب خلاق یاد می‌شود: فناوری لزوماً کسب‌وکار قدیمی را نابود نمی‌کند، اما قواعد رقابت را تغییر می‌دهد.

بنابراین، نمی‌توان با قطعیت گفت موج انتقادات اخیر حاصل «نبرد سنت و مدرنیته» است؛ چنین ادعایی نیازمند سند است. اما نمی‌توان این احتمال را نیز کاملاً نادیده گرفت؛ به‌خصوص وقتی هم‌زمان با رشد سریع پلتفرم‌ها، هشدارهای صنفی نیز شدت گرفته است.

سناریوی دیگری نیز مطرح است: رقابت میان خود پلتفرم‌های آنلاین. در بازاری که میلیون‌ها مشتری و هزاران میلیارد تومان معامله در آن جابه‌جا می‌شود، حذف اعتماد به یک بازیگر بزرگ می‌تواند برای سایر بازیگران نیز فرصت ایجاد کند.

اما اینجا نیز باید احتیاط کرد: هیچ سند مستقلی در دست نیست که نشان دهد رقبای میلی پشت انتشار اخبار یا ادعاهای اخیر قرار داشته‌اند. بنابراین این موضوع باید در حد یک فرضیه قابل بررسی باقی بماند، نه یک اتهام.

تغییر الگوی پس‌انداز مردم از ویترین‌های سنتی به پلتفرم‌های دیجیتال سبب اصطکاک سنگین میان منافع بازار سنتی و اقتصاد نوظهور پلتفرمی شده و نااطمینانی‌های اخیر زاییده این گذار پرشتاب است

۲۵ میلیون کاربر؛ عددی که نمی‌توان نادیده گرفت

شاید مهم‌ترین نکته ماجرا همین باشد.

اگر عدد اعلام‌شده ۲۵ میلیون کاربر را حتی با احتیاط و بدون معادل‌سازی با کاربران فعال در نظر بگیریم، بازار طلای آنلاین دیگر یک بازار حاشیه‌ای نیست. مقایسه آمار اعلامی پلتفرم‌ها نیز نشان می‌دهد میلی با ۲۵ میلیون کاربر، در میان بازیگرانی که آمار عمومی ارائه کرده‌اند، بزرگ‌ترین عدد اعلامی را دارد.

این استقبال را نمی‌توان صرفاً حاصل تبلیغات دانست. در اقتصادی که رشد نقدینگی نقطه‌به‌نقطه در مرداد ۱۴۰۵ حدود ۵۴ درصد گزارش شده و حجم نقدینگی به حدود ۱۸ هزار و ۵۴۱ همت رسیده است، رفتار مردم برای تبدیل بخشی از ریال به دارایی‌هایی مانند طلا، یک واکنش اقتصادی قابل فهم به نااطمینانی و کاهش قدرت خرید است.و از سوی دیگر ممکن است این نوع فروش آنلاین طلا با جمع آوری نقدینگی و کاهش سرعت گردش پول به کاهش سرعت افزایش نرخ تورم کمک کند. لذا وقتی میلیون‌ها نفر حاضرند حتی با مبالغ کوچک طلا بخرند،یک واقعیت روشن است: مردم این بازار را ساخته‌اند و مسئله اصلی دیگر این نیست که چرا مردم به بازار آنلاین رفته‌اند؛ مسئله این است که حاکمیت چگونه باید این بازار را به شکلی امن، شفاف و قابل نظارت اداره کند.

توپ اکنون در زمین نهادهای نظارتی است

اگر میلی پشتوانه طلایی خود را دارد، بهترین راه دفاع از این پلتفرم نه انتشار اطلاعیه بیشترو تنها گذاشتن ان، بلکه ارائه گزارش رسمی و قابل راستی‌آزمایی از موجودی، تعهدات، محل نگهداری ذخایر و وضعیت تسویه‌هاست.

اگر هم تخلفی رخ داده، مردم حق دارند؛ بدانند.

بدترین وضعیت اما همین وضعیت فعلی است؛ یعنی یک طرف می‌گوید «طلا وجود دارد»، طرف دیگر سکوت می‌کند، شبکه‌های اجتماعی روایت‌های مختلف منتشر می‌کنند و میلیون‌ها کاربر در میان این روایت‌ها دنبال پاسخ می‌گردند.

در این شرایط، حتی اگر ادعاهای مطرح‌شده علیه میلی نادرست باشند، سکوت نهادهای مسئول می‌تواند به خودِ بازار آسیب بزند.

از این منظر، دفاع از میلی به معنای دفاع بی‌قیدوشرط از یک شرکت خصوصی نیست؛ دفاع از حق میلیون‌ها کاربر برای دانستن واقعیت است.

بانک مرکزی، پلیس امنیت اقتصادی، وزارت صمت، اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی و سایر دستگاه‌های مسئول، اکنون یک وظیفه روشن دارند: اختلاف میان ادعاها را با سند حل کنند، نه با سکوت.

بازار طلای آنلاین اگر قرار است بخشی از اقتصاد دیجیتال ایران باشد، باید با نظارت هوشمند رشد کند، نه با شایعه زمین بخورد.

و شاید مهم‌تر از همه اینکه اگر قرار است «میلی» یا هر پلتفرم دیگری روزی پاسخگوی تعهدات خود باشد، نباید اعتماد میلیون‌ها کاربر را پیشاپیش با یک جنگ خبری بی‌پاسخ قربانی کرد.

در بازار طلا، سرمایه فقط شمش و سکه نیست؛ اعتماد هم یک دارایی است. و این روزها آنچه بیش از هر چیز نیازمند خزانه‌داری و مراقبت است، همین اعتماد است.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*