پروژکتورهای کارزار انتخاباتی اتاق اصناف تهران بالاخره خاموش شد، لابیهای فشرده نفسگیر به ایستگاه پایانی رسید و مهرههای شطرنج پارلمان صنفی پایتخت برای یک دوره چهارساله چیده شدند.
پروژکتورهای کارزار انتخاباتی اتاق اصناف تهران بالاخره خاموش شد، لابیهای فشرده نفسگیر به ایستگاه پایانی رسید و مهرههای شطرنج پارلمان صنفی پایتخت برای یک دوره چهارساله چیده شدند.
با شمارش آرا، تکلیف ترکیب هیات رئیسه روشن شد تا تیمی همگن و همقطار، با لیدری حمیدرضا رستگار، کلید ساختمان پرماجرای اصناف پایتخت را تحویل بگیرند، موفقیت یک گروه در انتخابات به همان اندازه که قابل تحسین است و تبریک دارد، مسؤلیتها را برای ایشان دو چندان سنگین و حساس میکند.
اما درست از لحظهای که هلهله پیروزی در تالار فروکش کرد، سوت آغاز یک مسابقه دشوارتر زده شد؛ مسابقه با زمان برای نجات اعتبار ازدسترفتهای که سالها قربانی تسویهحسابهای فرسایشی شد.
***پایان بازی خودی و ناخودی؛ رئیس همه، نه فقط ائتلاف
قاعده سیاست و صنف یک قانون نانوشته اما بیرحم دارد؛ تا دیروز رقابت برای کسب رأی بود و امروز، مسئولیت برای پاسخگویی به همه، واقعیت این است که هیات رئیسه جدید، دیگر متعلق به یک لیست انتخاباتی یا یک جناح پیروز نیست.
کلیدواژهای که از امروز باید در اتاق جلسات خیابان ملک ممنوع شود، خطکشی تکراری و مسموم خودی و ناخودی است.
وزن بار مسئولیت بیش از هر کس بر دوش شخص حمیدرضا رستگار و یاران منتخبش سنگینی میکند، آنها دیگر نمایندگان حامیان دیروز نیستند؛ بلکه امانتدار رأی مخالفان سرسخت و حتی منتقدانی هستند که با تردید به صندوق نگاه کردند.
تبدیل شدن به هیات رئیسه همه اصناف تهران، یعنی پایان دادن به چرخه باطل سهمخواهیها، کنار گذاشتن فیلترهای جناحی و بستن پرونده تسویهحسابهای پشت پرده و اگر قرار باشد در بر همان پاشنه بچرخد و نگاهها بر مدار وفاداران ستاد انتخاباتی تعریف شود، قطار اصناف هنوز راه نیفتاده از ریل خارج خواهد شد.
***میراث تلخ دوره گذشته؛ وقتی منها مانع شکلگیری ما شدند
با هر عینکی چه با لنز رفاقت و مسامحه و چه با ذرهبین نقد بیرحمانه به کارنامه دوره گذشته اتاق اصناف تهران نگاه کنیم، خروجی حاصل چیزی جز نمره مردودی یا دستکم ناامیدکننده نیست.
این یک قضاوت مغرضانه نیست؛ یک حقیقت عریان آماری و میدانی است، موتور اتاق اصناف تهران در دوره پیشین نه به خاطر فشار بحرانهای ساختاری اقتصاد کلان، بلکه دقیقاً به دلیل اصطکاک بیپایان درونی متوقف شده بود.
در دورهای که گذشت، انرژی پارلمان صنفی تهران صرف یارکشیهای فرسایشی، جنگ بر سر سهم از کمیسیونها و کارشکنیهای پنهان و آشکار شد.
صندلیها پر بود، اما هویت جمعی تهی، هیچگاه منهای فردی به یک مای مقتدر صنفی بدل نشد تا کسبه کف بازار در کوران مالیاتهای نامتعارف، تورم افسارگسیخته، فشارهای ارزی، قطعی برق و ابهامات سامانههای نوظهور احساس کنند تکیهگاهی دارند.
بیاغماض و بیتعارف باید اعتراف کرد در غیاب یک صدای رسا در پایتخت، نه تنها منافع اصناف تهران که همه اصناف کشور در ساختار بوروکراتیک دولت گم شد.
*** شمشیر دولبه یکدستی؛ فرصت جهش یا دامگاه انفعال
امروز اما معادلات تغییر کرده است، هیات رئیسه جدید دیگر نمیتواند بهانه اختلافات درونی یا عدم هماهنگی فکری را پیش بکشد. اعضای اجلاسیه به یک لیست واحد، یک تفکر همگرا و تیمی همراه اعتماد کردند.
این یکدستی یک شمشیر دولبه است، از یک سو، بزرگترین مزیت استراتژیک برای تصمیمگیریهای قاطع و بدون فوت وقت جهت جبران مافات است و از سوی دیگر، هرگونه انفعال، تصمیم غلط یا بیتفاوتی به مطالبات بدنه را مستقیماً پای کل تیم مینویسد، چرا که اینبار دیگر صدای مخالف و کارشکنیها در داخل هیات رئیسه نیست که ناکامیها به گردن آنها انداخته شود.
حمیدرضا رستگار و یارانش موفق شدند اعتماد قاطع روسای اتحادیهها را جلب کنند، اما این اعتماد یک چک سفیدامضا نیست؛ یک ماموریت اورژانسی برای احیای بیمار رو به احتضار است.
***چشم ۳ میلیون واحد صنفی به پیشانی اصناف کشور
نباید فراموش کرد که اتاق تهران، یک اتاق معمولی در تقسیمات کشوری نیست؛ نگین و موتور محرک اقتصاد اصناف ایران است. پایتخت، پالس مدیریتی، مالیاتی و چانهزنی را به تمام استانها مخابره میکند، هر مصوبه، هر مواجهه منطقی با وزارت صمت یا سازمان امور مالیاتی و هر دفاع صنفی در تهران، موجی از امید یا ناامیدی را در سراسر کشور پدید میآورد.
چهار سال درجا زدن و تماشای جنگ قدرت کافی بود؛ اکنون زمان ترمیم شکافها، بازگرداندن کرامت و مرجعیت روسای اتحادیهها و بازسازی جایگاه ازدسترفته اتاق در مجامع حاکمیتی است.
کار هیات رئیسه جدید سنگین و مسیر سنگلاخ است، اما با خروج از پیله منافع گروهی و تبدیل اراده پیروزی به خدمت، میتوان دوباره ساختمان خیابان ملک را به پناهگاه امن بازاریان تبدیل کرد.
پاییز سال 1405 هجری – شمسی در تاریخ اصناف کشور ثبت خواهد شد و مؤرخان به انتظار نشستهاند تا شرح این پاییز را چنین بنویسند؛ پاییزی که در مسیر خدمت به بهار اصناف تبدیل شد یا پاییزی که زمستان تاریک شد.
زنگ انتخابات به صدا درآمد و تمام شد؛ موج تبریکها و تشویقها هم تمام میشود، حالا نوبت نمایش کارنامه در کف بازار است.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.