دیدار معاون اول رئیسجمهور با هیأترئیسه اتاق اصناف تهران، اگرچه در ظاهر با عنوان حمایت از بازار و واگذاری اختیارات به اصناف برگزار شد، اما یک نکته مهم را بیش از هر چیز آشکار کرد؛ در اتاق اصناف تهران، اعضای اجلاس بیش از آنکه یک بدنه مشارکتی و اثرگذار باشند، به یک نام تشریفاتی تقلیل پیدا کردهاند.
دیدار معاون اول رئیسجمهور با هیأت رئیسه اتاق اصناف تهران، اگرچه در ظاهر با عنوان حمایت از بازار و واگذاری اختیارات به اصناف برگزار شد، اما یک نکته مهم را بیش از هر چیز آشکار کرد؛ در اتاق اصناف تهران، اعضای اجلاس بیش از آنکه یک بدنه مشارکتی و اثرگذار باشند، به یک نام تشریفاتی تقلیل پیدا کردهاند.
به گزارش پایگاه خبری اتاق شفاف، سؤال ساده این است؛ اگر هر زمان که موضوعی نیاز به نمایش قدرت، عِده و عُده و مشروعیتسازی داشت، روسای اتحادیهها باید به صف شده و نقش سیاهلشکر را ایفا کنند، پس چرا در دیدار با معاون اول رئیسجمهور، همین روسای اتحادیهها کنار گذاشته شدند و هیاترئیسه ترجیح داد به تنهایی و پشت درهای بسته، نماینده تمام اصناف باشد.
اتاق اصناف تهران با دارا بودن ۱۳۰ اتحادیه و صدها هزار واحد صنفی، همواره به عنوان یکی از بزرگترین تشکلهای غیردولتی کشور شناخته میشود؛ تشکیلاتی که قاعدتاً مشروعیت و اعتبار خود را از تکتک اعضا و روسای اتحادیهها میگیرد، با این حال، رفتار هیاترئیسه در مواجهه با این دیدار نشان داد که استراتژی جاری در اتاق، همچنان بر پاشنه حذف منتقدان و بهرهکشی اعتباری از بدنه میچرخد.
این رفتار، بیش از آنکه نشانه نظم تشکیلاتی باشد، نشانه نگاه ابزاری به اتحادیهها است. یعنی اتحادیهها تا وقتی به درد عکس یادگاری، تکثیر اعتبار و پرکردن صحنه میخورند، محترم هستند؛ اما وقتی پای تصمیمسازی واقعی، نقد، و حتی حضور مستقل آنان در میان است، ناگهان جایی برایشان نیست، چنین رفتاری نه مدیریتی است و نه صنفی؛ این، تحقیر بدنه اصناف است.
سؤال اینجاست؛ چطور در روزهای سخت، اعتراضات مالیاتی، یا هر زمان که اتاق برای بقا یا سهمخواهی نیاز به نمایشِ عِده و عُده دارد، روسای اتحادیهها به صف میشوند تا نقش سیاهیلشکر همایشها و بیانیهها را بازی کنند؛ اما وقتی پای نشستن پشت میز معاون اول رئیسجمهور و دیدارهای سطح بالا در میان است، ناگهان ظرفیت دیدارها محدود میشود و تنها اعضای هیاترئیسه در قاب تصویر جای میگیرند.
پاسخ به این سؤال را باید در تقویم انتخاباتی اتاق اصناف جستوجو کرد. در آستانه انتخابات هیاترئیسه، تکسواران خیابان ملک تلاش میکنند هر قابی را به یک فرصت تبلیغاتی اختصاصی تبدیل کنند. در این مسیر، حضور روسای منتقد یا حتی بیطرف اتحادیهها ممکن است برنامههای تبلیغاتی را بههم بزند و فرصتی برای نقد عملکرد کارنامه آنها ایجاد کند؛ پس فرمول ساده است، دربها را ببندید، منتقدان را پشت در بگذارید و تنهایی عکس یادگاری بگیرید.
وقتی این دیدار در آستانه انتخابات هیاترئیسه اتاق اصناف تهران برگزار میشود، نمیتوان سادهدلانه آن را یک جلسه عادی و صرفاً اجرایی دانست. وقتی در چنین فضایی فقط حلقه بسته هیاترئیسه دیده میشود و منتقدان، روسای اتحادیهها و چهرههای مستقل عملاً از صحنه حذف میشوند، طبیعی است که افکار عمومی این رفتار را انتخاباتی بخواند؛ رفتاری برای کنترل روایت، مهار نقد و جلوگیری از آنکه صدای مخالفان در آستانه انتخابات شنیده شود.
این همان مسئلهای است که سالها است به اعتبار اصناف لطمه زده است؛ اتاقی که باید خانه گفتوگو باشد، به میدان رقابت بر سر قدرت تبدیل شده است.
وقتی هیاترئیسه بیش از آنکه به حل مسائل صنوف فکر کند، درگیر تثبیت موقعیت خود باشد، نتیجه چیزی جز تضعیف جایگاه اتاق، فرسایش اعتماد اتحادیهها و از دست رفتن اعتبار تشکل صنفی نخواهد بود.
از قضا، اظهارات معاون اول رئیسجمهور نیز بهنوعی همین واقعیت را تأیید میکند. وقتی او تصریح میکند که اگر اتحادیهها جایگاه واقعی خود را احیا کنند، میتوانند در برخورد با تخلفات، تنظیم بازار و حتی تعیین مالیات صنوف نقش مؤثرتری ایفا کنند و دیگر نیازی به مداخله گسترده دستگاههای نظارتی نخواهد بود، معنایش این است که این جایگاه در وضعیت فعلی یا تضعیف شده یا اساساً بهدرستی به رسمیت شناخته نشده است.
این گزاره، در واقع یک نه بزرگ به ساختار فعلی مدیریت اتاق اصناف تهران است، این سخن مبین این واقعیت است که در حال حاضر، اتحادیهها جایگاه واقعی خود را از دست دادهاند، چون ناکارآمدی ساختاری اتاق اصناف و دعوای فرسایشی و همیشگی هیاترئیسه بر سر قدرت و منافع فردی، رمقی برای بدنه اصناف باقی نگذاشته است. وقتی تمام انرژی اتاق صرف بقای صندلیها میشود، بدیهی است که اعتبار اصناف تضعیف شده و جایگاه آنها در تصمیمسازیهای دولتی از دست میرود.
اتاق اصناف تهران باید بداند که دوره نگاه ابزاری به اتحادیهها گذشته است. روسای اتحادیهها نمایندگان قانونی هزاران فعال اقتصادی هستند، نه سیاهیلشکری که فقط برای پر کردن صندلیهای همایشها از آنها دعوت شود.
اینکه به توصیه چند کارمند و تدوینکننده برنامههای انتخاباتی فهرست مدعوین از برنامه حذف و برنامه منحصر به حضور هیأترئیسه شود، انحصارطلبی انتخاباتی است که در آستانه صندوقهای رای، نه تنها اعتباری برای هیاترئیسه فعلی نخواهد ساخت، بلکه شکاف میان بدنه اصناف و مدیران اتاق را عمیقتر از گذشته خواهد کرد، اتاق اصناف تهران اگر میخواهد اعتبار از دسترفته خود را بازیابد، باید از سیاست حذف منتقد و استفاده از بدنه فاصله بگیرد.
مدیران صنفی اگر مدعی قدرت و کارآمدی هستند، چرا از حضور منتقدان و روسای صاحبنظر اتحادیهها در جلسات کلان واهمه دارند، اصناف تشنه شفافیت و مشارکت واقعی است، نه عکسهای یادگاری پشت درهای بسته و تا وقتی این نگاه اصلاح نشود، هر وعدهای درباره واگذاری اختیارات بازار به اصناف نیز روی کاغذ میماند؛ چون نهادی که در داخل خود به مشارکت واقعی باور ندارد، نمیتواند در بیرون مدعی مردمپایهبودن باشد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.