۞ پایگاه خبری اتاق شفاف :
روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » شفاف نگاشت
  • شناسه : 14061
  • 23 مهر 1405 - 10:23
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : نیلوفر جمالی
ایران بیرون از موتور رشد جهان

ایران بیرون از موتور رشد جهان

در حالی که اقتصاد جهانی با وجود تنش‌های ژئوپلیتیکی و نوسانات انرژی همچنان رشد می‌کند، ایران با خطر عقب‌ماندن از زنجیره‌های جدید تولید و تجارت جهان روبه‌روست؛ زنجیره‌هایی که بیش از گذشته بر فناوری، هوش مصنوعی و خدمات دیجیتال تکیه دارند.

نیلوفر جمالی، کارشناس اقتصادی؛ اتاق شفاف: اقتصاد جهانی حال خوبی ندارد؛ اما بد هم عمل نمی‌کند. جنگ ادامه دارد، انرژی پرنوسان است، تجارت زیر فشار سیاست قرار گرفته و هزینه سرمایه همچنان بالاست. با این همه، اقتصاد جهان رشد می‌کند. ایران، در همین زمان، نه فقط با رشد ضعیف که با خطر عقب‌ماندن از الگوی جدید رشد جهانی روبه‌روست.

این تفاوت مهم‌تر از آن است که با چند عدد توضیح داده شود.

صندوق بین‌المللی پول برای اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶ رشد مثبت پیش‌بینی کرده است. سازمان تجارت جهانی نیز انتظار دارد تجارت کالایی امسال رشد قابل‌توجهی داشته باشد. در ظاهر، این تصویر چندان عجیب نیست؛ اقتصاد جهانی بارها نشان داده که توان بالایی در جذب شوک دارد. مسیرهای تجاری عوض می‌شوند، تولیدکنندگان تازه وارد می‌شوند و سرمایه به سرعت مقصدهای جدید پیدا می‌کند.

اما نکته اصلی در جای دیگری است: چه چیزی در حال رشد است؟

پاسخ، برای ایران چندان امیدوارکننده نیست. بخش بزرگی از شتاب تازه تجارت جهانی از فناوری، نیمه‌رساناها، سرورها، زیرساخت‌های پردازش داده و خدمات دیجیتال می‌آید. کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی حالا سهمی بسیار بزرگ‌تر از گذشته در رشد تجارت جهان دارند. سرمایه هم به همین سمت می‌رود. کارخانه‌ها، مراکز داده، زنجیره‌های الکترونیک و خدمات دیجیتال در حال بازترسیم نقشه تجارت بین‌المللی‌اند.

ایران در این نقشه حضور پررنگی ندارد.

اقتصاد ایران هنوز تا حد زیادی از صادرات نفت، پتروشیمی، فلزات، مواد معدنی و کالاهای انرژی‌بر تغذیه می‌کند. این اقلام برای تأمین ارز ضروری‌اند و در شرایط فعلی حذف‌شدنی هم نیستند. اما مشکل اینجاست که چنین صادراتی الزاماً کشور را به بخش‌هایی متصل نمی‌کند که بیشترین رشد بهره‌وری و ارزش افزوده را ایجاد می‌کنند.

اینجاست که مفهوم «صادرات غیرنفتی» کمی گمراه‌کننده می‌شود. در ادبیات رسمی ایران، افزایش صادرات غیرنفتی معمولاً نشانه‌ای از تنوع اقتصادی تلقی می‌شود. اما همه صادرات غیرنفتی شبیه هم نیستند. فروش متانول، فولاد یا مواد معدنی با صادرات خدمات نرم‌افزاری یا حضور در زنجیره تولید تجهیزات پیشرفته تفاوتی بنیادی دارد. اولی عمدتاً بر مزیت انرژی یا منابع طبیعی تکیه دارد؛ دومی بر سرمایه، فناوری، مهارت و پیوند با شبکه‌های جهانی.

هر دو صادرات‌اند، اما آثار اقتصادی آنها یکسان نیست. به همین دلیل، مشکل ایران را نمی‌توان فقط به تحریم فروکاست. تحریم مهم است؛ شاید مهم‌ترین عامل بیرونی باشد. اما اثر اصلی آن صرفاً کاهش فروش نفت یا دشواری انتقال پول نیست. تحریم ارتباط شرکت‌ها را محدود می‌کند، هزینه سرمایه را بالا می‌برد، انتقال فناوری را سخت‌تر می‌کند و ورود به زنجیره‌های بین‌المللی تولید را دشوارتر می‌سازد.

در اقتصاد امروز، این نوع محرومیت از خودِ کاهش صادرات خطرناک‌تر است.

اقتصاد جهانی هرچه بیشتر شبکه‌ای می‌شود، هزینه بیرون‌ماندن از شبکه هم بیشتر می‌شود. محصولی که زمانی در یک کشور ساخته می‌شد، امروز ممکن است در پنج کشور طراحی، تولید، مونتاژ، تأمین مالی و فروخته شود. ارزش اصلی نیز همیشه در ماده خام یا مرحله نهایی تولید نیست؛ در طراحی، مالکیت فکری، نرم‌افزار، برند و خدمات نهفته است.

کشوری که بیرون این شبکه بماند فقط چند معامله را از دست نمی‌دهد. سهم خود از یادگیری، سرمایه‌گذاری و رشد بهره‌وری را هم از دست می‌دهد.

این هزینه‌ها در آمارهای روزمره به آسانی دیده نمی‌شوند. می‌توان تعداد بشکه‌های نفت فروخته‌نشده را شمرد. می‌توان کاهش درآمد ارزی را اندازه گرفت. اما چگونه می‌توان کارخانه‌ای را حساب کرد که به جای ایران در ویتنام ساخته شده است؟ یا سرمایه‌ای که به جای تهران به بنگلور رفته؟ یا زنجیره‌ای که به دلیل ریسک سیاسی، از مسیر دیگری عبور کرده است؟

اقتصاددانان به اینها «هزینه فرصت» می‌گویند. سیاستمداران معمولاً کمتر درباره آن حرف می‌زنند؛ شاید چون چیزی نیست که بتوان در پایان سال در یک جدول بودجه نشان داد.

برای فهم بهتر وضعیت ایران، مقایسه با اروپا یا آمریکا چندان مفید نیست. مقایسه واقعی با آسیاست.

ویتنام، مالزی، اندونزی و هند همگی با محدودیت‌های خود روبه‌رو هستند. هیچ‌کدام نمونه کامل توسعه نیستند. اما آنها در یک چیز موفق‌تر بوده‌اند: قرارگرفتن در مسیر حرکت سرمایه و تولید جهانی.

این کشورها منتظر نمانده‌اند تا اقتصاد جهانی منصفانه‌تر شود. تلاش کرده‌اند بخشی از زنجیره‌های موجود را به داخل مرزهای خود بکشانند.

ایران، در مقابل، هنوز بیش از اندازه درباره جغرافیای تجارت بحث می‌کند: شرق یا غرب، چین یا اروپا، روسیه یا آمریکا.

اما پرسش مهم‌تر چیز دیگری است: چه می‌فروشیم؟

اگر ایران همان نفت، پتروشیمی و مواد اولیه را این بار به مشتریان شرقی بفروشد، تغییر مهمی در ساختار اقتصاد رخ نداده است. فقط مقصد کشتی عوض شده.

حتی سیاست «نگاه به شرق» نیز از همین آزمون عبور می‌کند. شرق زمانی برای ایران یک راهبرد توسعه‌ای است که کشور را وارد زنجیره‌های تولید و فناوری آسیا کند. اگر نتیجه فقط فروش بیشتر مواد اولیه به چین و واردات بیشتر ماشین‌آلات و کالاهای سرمایه‌ای باشد، این سیاست ممکن است جهت وابستگی را تغییر دهد، اما ماهیت آن را نه.

این نکته در سال‌های پیش رو اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

هوش مصنوعی، اتوماسیون و دیجیتالی‌شدن نه فقط صنایع تازه می‌سازند، بلکه مزیت‌های قدیمی را هم تغییر می‌دهند. نیروی کار ارزان، انرژی ارزان و منابع طبیعی همچنان مهم‌اند، اما به تنهایی کافی نیستند. کشورها برای جذب سرمایه باید زیرساخت، ثبات، نیروی انسانی ماهر و دسترسی قابل‌اعتماد به بازار داشته باشند.

ایران در برخی از این حوزه‌ها مزیت دارد؛ به‌ویژه سرمایه انسانی و موقعیت جغرافیایی. اما مزیت بالقوه، تا وقتی به سرمایه‌گذاری و تولید تبدیل نشود، فقط یک امکان است.

مشکل اصلی اقتصاد ایران، بنابراین، فقط رشد منفی یا ضعیف امروز نیست.

اقتصاد جهانی در حال حرکت است. کارخانه‌ها ساخته می‌شوند، زنجیره‌ها تثبیت می‌شوند و سرمایه عادت می‌کند که از مسیرهای خاصی عبور کند. هرچه این نظم تازه جا بیفتد، ورود دیرهنگام به آن سخت‌تر خواهد شد.

در گذشته، می‌شد هزینه انزوا را با صادرات ازدست‌رفته سنجید. امروز باید چیز دیگری را هم حساب کرد: آینده‌ای که در جای دیگری ساخته می‌شود.

برای ایران، خطر واقعی این نیست که جهان بدون آن رشد کند؛ خطر این است که به این رشد عادت کند.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*