جامعه صنفی گرفتار چالشی جدید شده است، چالش جماعتی که بیهیچ اعتبار و جایگاهی، مدعی اثرگذاری بر جریان انتخابات اتاقهای اصناف هستند.
این روزها جامعه صنفی شاهد وقوع اتفاقی عجیب و تاسفبار است، مداخله و ادعاهای بیپایه افرادی که هیچگونه اعتبار و جایگاهی ندارند، اما ناگهان وزن سیاسی پیدا کرده و با کمال تعجب خود را صاحب نفوذ، اثرگذار و حتی تعیینکننده در معادلات صنفی، بهویژه در انتخابات اتاقهای اصناف، معرفی میکنند.
حاشیهنشینانی، که تنها هنرشان ایستادن در سایه و مترصد فرصت بودن است، چنان ژست تعیینکننده به خود گرفتهاند که گویی سرنوشت انتخابات اتاقهای اصناف از پیش تعیین و مهر و موم شده، در جیبهای آنهاست است.
این حاشیهنشینان مدعی، در حالی برای بدنه رسمی و قانونی اصناف نسخه میپیچند که نه منتخب صنوف هستند، نه پاسخگوی جامعه صنفی و نه از کمترین مشروعیت لازم برای اظهارنظر از موضع تصمیمگیری برخوردارند، با این حال، تلاش میکنند از اعتبار دیگران هزینه کنند، بر موج فضاسازی سوار شوند و برای روسای اتحادیههای صنفی تعیین تکلیف کنند؛ گویی ایشان هستند که باید دستور بدهند اعضای اجلاسیه اتاقهای اصناف به چه کسی رای بدهند و چگونه تصمیم بگیرند.
باید از ایشان پرسید؛ این اعتماد به نفس کاذب ریشه در چه جایگاهی دارد که برای روسای اتحادیهها، که منتخبین واقعی و برخاسته از دل رای اصناف هستند، دستور صادر میکنند و خط و نشان میکشند؟
اینکه فردی بدون هیچ پشتوانه مردمی و صنفی، به خود اجازه دهد برای منتخبین اصناف تعیین تکلیف کند و روسای اتحادیه را به رای دادن به افراد مد نظر خود، ملزم کند، چیزی جز توهین آشکار به شعور جامعه صنفی و دهنکجی به خرد جمعی روسای اتحادیهها نیست.
رفتار ایشان صرفا یک ادعای مضحک نیست؛ بلکه توهینی آشکار به شعور، استقلال، جایگاه و شخصیت روسای اتحادیههای صنفی است، روسایی که با رای مستقیم و اعتماد فعالان صنفی برگزیده شدهاند، قطعا بهتر از هر فرد بیمسئولیت و بیرون از ساختار، صلاح و مصلحت اصناف را تشخیص میدهند و قطعا و حتما هیچکس دلسوزتر، آگاهتر و شایستهتر از نمایندگان واقعی و منتخب اصناف برای تصمیمگیری درباره آینده صنوف نیست.
این حاشیهنشینان که مدام از نفوذ و هماهنگی دم میزنند، در حقیقت دلالانِ رأیی هستند که میخواهند از اعتبار دیگران هزینه کنند تا شاید خودشان را در معادلات قدرت جا کنند.
ایشان بهخوبی میدانند در یک انتخابات سالم و بدون حاشیه، هیچ جایگاهی ندارند، پس بساط فریب و تهدید را پهن کردهاند تا شاید بتوانند اراده و رای روسای اتحادیهها را تحتالشعاع قرار دهند.
خطاب به این جماعت مدعی باید گفت: دوران قیممآبی تمام شده است، روسای اتحادیهها، که با رای مستقیم اعضا مشروعیت پیدا کردهاند، بهترین تشخیصدهندگانِ صلاح و مصلحت اصناف هستند. آنها نیازی به قیم ندارند و قطعاً هیچکس به اندازه خودِ منتخبین اصناف، دلسوزِ سفره و آینده ایشان نیست.
کسانی که هیچ جایگاه رسمی ندارند، حق ندارند خود را محور تصمیمسازی جا بزنند و برای بدنه قانونی اصناف خط و نشان بکشند.
ادامه این بیاحترامیها و رفتارهای موهن از سوی جامعه صنفی به هیچوجه قابل پذیرش نیست و لازم است در برابر این فضاسازیها و جسارتهای بیمبنا، موضعی روشن، قاطع و بازدارنده اتخاذ شود.
حرمت و استقلال نهادهای صنفی باید حفظ شود و اجازه داده نشود عدهای حاشیهنشینِ مدعی، با هیاهو و ادعاهای توخالی، جایگاه قانونی و شأن منتخبین واقعی اصناف را مخدوش کنند.
این توهینهای مکرر و دخالتهای بیجا، بیش از آنکه نشاندهندهی نفوذ این افراد باشد، نشاندهنده استیصال و توهم قدرت آنها است.
زمان آن رسیده که روسای اتحادیهها و اعضای اجلاس، این حاشیهنشینانِ کموزن را به جایگاه اصلیشان بازگردانند و با قاطعیت در برابر این بیاحترامیها بایستند.
اصناف، حیاطخلوت عدهای فرصتطلب حاشیهنشین نیست که برایشان نسخه بپیچند؛ اینجا جایگاه تصمیمگیرانِ قانونی و منتخب است، نه جولانگاه کسانی که از نام دیگران برای خود نان و نام میسازند، به پرده آخر این نمایش نزدیک میشویم، آنجا که بازیگران اصلی نقاب از چهره مدعیان برداشته و یادآور میشوند که جامعه خرمند صنفی نیازی به قیم و پدرخوانده ندارد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.