روانشناسی بازار نشان میدهد معاملهگران بورس با ابزار توهم الگو و مغالطه قمارباز، نوسانات تصادفی قیمت را به قوانین فیزیکی تکرارشونده ربط میدهند.
اتاق شفاف؛ ترجمه اختصاصی: روانشناس رفتاری، بورهوس اسکینر، در دهه ۱۹۷۰ آزمایشی برجسته روی کبوترها انجام داد. او پرندگان را در قفسهایی گذاشت که غذا به صورت کاملاً تصادفی و بدون ارتباط با رفتار آنها توزیع میشد. اسکینر مشاهده کرد که کبوترها برای بهدست آوردن غذا، رفتارهای خرافی و تکراری عجیبی مثل دور زدن در جهت خاص یا تکان دادن سر از خود نشان میدهند؛ گویی تصور میکردند حرکت فیزیکی آنها دستگاه را مجبور به تولید غذا میکند. بر اساس متن ارائهشده، این رفتار نشاندهنده تلاش ذهن برای یافتن الگو در رویدادهای کاملاً تصادفی است؛ پدیدهای که این روزها درشبکه های اجتماعی به ویژه اینستاگرام به انحا مختلف قابل رویت است و درآن معامله گران و سهامداران یا سرمایه گذاران گرفتار دامی تحت عنوان سوگیری شناختی «آپوفنیا» یا الگوگرایی می شوند.
تله آپوفنیا و توهم ارتباط شرطی کاذب
ذهن معاملهگران از پذیرش این موضوع که نوسانات روزانه قیمتها اغلب رفتارهای تصادفی یا ناشی از تعادل لحظهای بازار هستند، سر باز میزند. سفتهبازان با پیوند زدن رویدادهای بیربط سیاسی، اقتصادی یا ترسیم الگوهای هندسی روی نمودار، تلاش میکنند روندی خیالی بسازند که به آنها اعتمادبهنفس کاذب میدهد.
معاملهگران بازار سهام اغلب با گرفتار شدن در دام سوگیری شناختی آپوفنیا، برای حرکات تصادفی قیمتها الگوهای هندسی و علل سیاسی خیالی میسازند تا به خود اعتمادبهنفس کاذب بدهند
این خطا در مطالعه دانشگاه کلمبیا به وضوح ردیابی شده است؛ بر اساس این پژوهش، حدود ۶۴ درصد از معاملهگران انفرادی معاملات زیانده خود را به امید تکرار «الگوی صعودی تاریخی فصلی» تکرار میکنند و نقدینگی بیشتری به آن تزریق مینمایند. این افراد با نادیده گرفتن تغییرات بنیادی شرکتها نظیر میزان بدهی، قربانی سوگیری «ارتباط شرطی کاذب» میشوند و تصور میکنند حرکت گذشته سهم، یک قانون فیزیکی حتمی برای آینده است.
سقوط در دام مغالطه قمارباز
پیامد دیگر الگویابی وسواسی، گرفتار شدن در «مغالطه قمارباز» است. این تله زمانی رخ میدهد که معاملهگر با مشاهده کاهش قیمت یک سهم در ۸ یا ۱۰ جلسه متوالی، فرض میکند احتمال صعود آن در روز بعدی نزدیک به ۱۰۰ درصد است؛ زیرا کاهش قیمت نمیتواند برای همیشه ادامه یابد.
از نظر علمی این تحلیل کاملاً نادرست است و هر روز معاملاتی، مانند پرتاب سکه، یک رویداد آماری مستقل است. دادههای تاریخی موسسه تحقیقات مالی بارکلیز نشان میدهد معاملهگرانی که بر اساس این بازگشتهای خیالی اقدام به ثبت معاملات ضد روند میکنند، زیانهایی معادل ۱۴۰ درصد بیشتر از میانگین بازار را متحمل میشوند.
بر اساس دادههای بارکلیز، معاملهگران انفرادی که با تکیه بر مغالطه قمارباز وارد معاملات ضد روند میشوند، زیانهایی معادل ۱۴۰ درصد بیشتر از میانگین بازار را تجربه میکنند
واقعیت سقوط ناگهانی ۲۰۱۰ و تئوریهای توطئه
سقوط ناگهانی بازار ایالات متحده در ۶ می ۲۰۱۰ (معروف به فلش کراش) نمونه بارز دیگری از تلاش وسواسی برای یافتن الگو است. در این روز، شاخص داو جونز در عرض چند دقیقه حدود ۱۰۰۰ واحد (معادل ۹ درصد ارزش بازار) سقوط کرد و سپس به سرعت بهبود یافت. در روزهای بعد، تحلیلگران علت را به «حملات سایبری قدرتهای بینالمللی» یا «توطئه صندوقهای پوشش ریسک» ربط دادند.
اما تحقیقات مشترک کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) و کمیسیون معاملات آتی کالا نشان داد این اتفاق تنها حاصل یک سفارش فروش بسیار بزرگ توسط الگوریتم یک صندوق سرمایهگذاری و تداخل فنی آن با الگوریتمهای پرفرکانس بازار بوده است؛ موضوعی که نشان داد تحلیلگران صرفاً میخواستند یک رویداد تصادفی و فنی را در چارچوب یک الگوی بزرگتر و معنادار تفسیر کنند.
دوشنبه سیاه ۱۹۸۷ و ورشکستگی ریچارد دنیس
ریچارد دنیس، معاملهگر افسانهای آمریکایی که توانسته بود سرمایه اندک خود را به ۲۰۰ میلیون دلار تبدیل کند، قربانی بزرگ همین ذهنیت شد. دنیس استراتژی خود را بر پایه یک فرمول ریاضی صلب بنا کرده بود که بازگشت قیمتها را صرفاً اصلاح موقت روند صعودی میدانست.
نمونههای تاریخی مانند سقوط ناگهانی ۲۰۱۰ و شکست ۱۰۰ میلیون دلاری ریچارد دنیس در سال ۱۹۸۷ نشان میدهد اصرار بر الگوهای ذهنی صلب در بورس فاجعهآفرین است
در دوشنبه سیاه (۱۹ اکتبر ۱۹۸۷) زمانی که بازار سقوط بیسابقه بیش از ۲۰ درصدی را تجربه کرد، او به جای خروج از بازار، این سقوط را یک نوسان گذرا و فرصت خرید در کف دانست. پافشاری او بر این الگوی ذهنی و خرید مداوم سهام در بازار رو به سقوط، باعث شد تا ۱۰۰ میلیون دلار از داراییهای خود و مشتریانش (معادل نیمی از ثروتش) را از دست بدهد. این سرنوشت، مصداق بارز همان مفهومی است که اسکینر آن را «افسانه در میان کبوتران» نامید؛ جایی که توهم الگو، سرمایهگذاران را به نابودی میکشاند.

تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.