دستیابی به رفاه حداکثری با تولید حداقلی ممکن است؟ با واکاوی چهار الگوی اقتصادی بهرهوری و توسعه انسانی را کلید توازن میان تولید و کیفیت زندگی می یابیم.
اتاق شفاف؛ اسرافیل شیرازی: چگونه می توان با سطح اقلی از تولید به سطح حداکثری از رفاه دست یافت؟ جهت پاسخ به سوال چهار الگو را مورد بررسی قرار می دهیم:
الگو بهینه پارتو: بنا بر نظریه آلفردو پارتو مبادله و تجارت آزاد سرمایهگذاری آزاد رقابت مصرفکنندگان برای به حداکثر رساندن سود و نفع شخصی و بنابراین فقط اختیار و امکان آزادی کامل انتخاب مصرفکننده منجر به وضعیتی می شود که مطلوبترین وضعیت است زیرا بیشترین رضایت خاطر را برای مصرفکنندگان دربر دارد. مطلوبیت پارتو گویای شرایط حداکثری رفاه است که فقط با رقابت و سودجویی شخصی همه مصرفکنندگان پدید می آید و در آن نمی توان با تغییر تولید یا مبادله رفاه شخصی را بهبود بخشید مگر به زیان رفاه شخص دیگر.
الگو پیگو: پیگو معتقد است هر انگیزهای که بی اعمال فشار و اجبار مردم موجب شود آنان بیشتر از آن چیزی که آرزو و علایقشان ایجاب می کند کار کنند کارایی تولید را بالا می برد و از آن رو درآمد سرانه را افزایش می دهد و به شرط آنکه نه توزیع درآمد را خرابتر کند و نه تفاوت در سطح مصرف ملی را افزایش دهد رفاه اقتصادی را نیز افزایش می دهد.
الگو توسعه انسانی: این الگو موضوع را به طور کل پذیرفته که ثروت یا غنای مادی که با تولید سرانه ملی اندازه گیری می شود با غنای زندگی انسان که با شاخص هایی چون امید به زندگی و سواد ارزیابی می شود لزوما یکی نیستند و چه بسا ناهمسویی هایی نیز دارند. هدف از توسعه آن نیست که کالاهای مادی یا خدمات متفرقه بیشتری تولید شوند. هدف آنست که قابلیتها و تواناییهای افراد به گونهای رشد یابد تا زندگی انسانی از خلاقیت و رضایت انباشته شود.
الگو ضد بازاریابی: تولید خسارت به منابع و آلایندگی زیستمحیطی دارد پس بهتر است کنترل شده و در راستای تامین نیازهای طبیعی مصرفکنندگان باشد. دستبرد و غارت سرمایههای تجدیدناپذیر به عنوان بخشی از منابع درآمد دولت و کارتلهای وابسته می بایست متوقف شود و مساله تولید و خدمات تامین رفاه و رفع نیازهای طبیعی مصرفکنندگان باشد نه خلق نیاز جهت کسب سود و انباشت سرمایه.
بنابراین ۴ گزاره، توسعه انسانی به صورت فرآیند افزایش گزینههای مردم و افزایش سطح رفاه زندگی تعریف شده و برخورداری انسان از زندگی طولانی و سالم و اخلاق در محیط غنی و در جامعه مدنی دموکراتیک هدف نهایی توسعه است. شاخص توسعه انسانی با سه متغیر طول عمر به وسیله امید زندگی در بدو تولد دانش به وسیله ترکیبی از میزان سواد بزرگسالان و نسبت ثبت نام خاص ترکیبی در آموزش و استاندارد زندگی به وسیله تولید ناخالص داخلی سرانه اندازه گیری می شود. توسعه انسانی به مراتب مفهوم گستردهتری نسبت به مفاهیم قراردادی توسعه اقتصادی دارد زیرا الگوهای رشد اقتصادی عموما با گسترش تولید ملی اندازه گیری می شوند تا بهبود کیفیت و سطح زندگی انسان اما در الگوی توسعه انسانی چهار عنصر اساسی به چشم می خورد که عبارتند از بهرهوری برابری پایداری و توانمندسازی. بهرهوری مشارکت فعال مردم در فرآیند درآمدزایی و اشتغال به شمار می آید برابری به امکان مساوی کسب قابلیتها و فرصت به کارگیری آنها مربوط می شود پایداری به مفهوم امکان ذخیره و جبران هر نوع سرمایه فیزیکی انسانی و زیستمحیطی است و توانمندسازی به این معنا است که توسعه توسط مردم صورت گیرد. از آنجایی که امروزه هدف دولتهای مردمی و متخلق بالا بردن استانداردهای زندگی و افزایش سطح رفاه اجتماعی است زمانی این امر محقق می شود که افزایش کیفیت محصولات و خدمات همراه با کاهش قیمت باشد و این یعنی بهرهوری. هدف بهرهوری به حداکثر رساندن استفاده از منابع نیروی انسانی سرمایه مواد خام تولیدی زمان و انرژی به شیوهای علمی همراه با کاهش هزینههای تولید است. بهرهوری یکی از مفاهیم مهم اقتصاد است که رابطه بین استفاده از عوامل تولید و محصول تولید شده را نشان می دهد. با افزایش بهرهوری در فرآیند تولید می توان با استفاده از سطح معینی از نهادهها به تولید بیشتری دست یافت. رشد بهرهوری کل عوامل علاوه بر رشد کمی نهادههای تولید یکی از منابع مهم تامینکننده رشد اقتصادی در سطح کلان است و در واقع به نوعی نشاندهنده مدیریت استفاده از منابع تولید است. نتیجه آنکه اگر به رفاه اقتصادی و توسعه انسانی توجه شود عنصر کلیدی توسعه که بهرهوری است دست می دهد و موازنه تامین رفاه بیشتر با تولید کمتر برقرار می شود.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.