چند سالی است که در هنر هفتم یعنی سینما استفاده از نابازیگران رواج پیدا کرده است و برخی کارگردانان بر این باور هستند که بازی گرفتن از فردی که هیچ دانش و تجربهای در حوزه بازیگری ندارد، توانمندی ایشان محسوب میشود.
چند سالی است که در هنر هفتم یعنی سینما استفاده از نابازیگران رواج پیدا کرده است و برخی کارگردانان بر این باور هستند که بازی گرفتن از فردی که هیچ دانش و تجربهای در حوزه بازیگری ندارد، توانمندی ایشان محسوب میشود.
اما در جایی دیگر دور از پرده نقرهای، یعنی سکوی سالن اجلاس اتاق اصناف تهران، افرادی حضور دارند که میتوانند صنعت سینما را دگرگون کنند و حتی شاید توانستند در کنار فتح سیمرغ داخلی، اسکار خارجیها را هم به دست بیاورند.
بشنوید از آنچه توسط گروه هنرمندان صنفی طی چهار سال در صحنه اجلاس اجرا شد؛
رئیس محترم فلان اتحادیه، با چهرهای برافروخته، رگهای گردن بیرونزده گویی کابل فشار قوی ۲۳۰ کیلوولت و صدایی که تا میدان هفتتیر طنینانداز میشد، به عنوان مخالف سخنرانی میکرد و طوری هیأترئیسه را به توپ میبست که بیننده گمان میکرد یا پایان جلسه کارشان به دوئل با هفتتیر در بیابانهای اطراف ری میکشد یا اساساً در ژنوم این منتقد سازشناپذیر، آنتیبادی شدیدی علیه هرگونه مدیریت مستقر تزریق شده است و چنان با تازیانه نقد هیأترئیسه را مینواخت که آدم دلش برای اعضای بیپناه هیأترئیسه کباب میشد و فکر میکرد فردا صبح، استعفای دستهجمعی روی میز است.
اما زهی خیال باطل؛ فصل انتخابات که رسید، متوجه شدیم تمام این چهار سال، ما تماشاگر یک نمایش تمامعیار آن هم از نمایشهای سنتی ایرانی مانند تعزیهخوانی بودهایم.
ماجرا دقیقاً مثل همان حکایت معروف شمرخوانی در تعزیهها است.
بندههای خدا ظهر عاشورا روی صحنه با خنجر پلاستیکی و چکمه قرمز و کلاهخود پردار نعره میکشند، چشمغره میروند، رجز میخوانند و اهل خیمه را تهدید میکنند؛ اما به محض اینکه طبل پایان تعزیه نواخته شد و میشوند مثل دیگر مردم، کلاهخود را میگذارند زیر بغل، عرق پیشانی را پاک میکنند و کنارهمه مردم نذری میخورند، قطعا هیچکدام از آنها که در نمایش تعزیه در قامت شمرخوان ایفای نقش میکنند، حتی ذرهای شمر لعنت شده را قبول ندارند، اما نقشی را برعهده گرفتهاند و باید اجرا کنند.
حالا حکایت این منتقدان آتشین دیروز و ائتلافچیهای خندان امروز، مثال شمرخوانها است، مشخص شده است آن مواضع سفت و سخت و انتقادات کوبنده، ظاهراً فقط برای این بود که در سالن اکو ایجاد شود و اسمشان در سرخط خبرها بالا بیاید؛ وگرنه پای سهمخواهی از کرسیهای هیأترئیسه که وسط باشد، مخالف و موافق، مطالبه و پاسخگویی معنی ندارد.
اصول و اخلاق صنفی هم که ماشاءالله مثل موم بازیچه است؛ یک روز خنجر میکشیدند برای جلب نظر تماشاچی، فردا شب برای بستن لیست ائتلاف، دست در دست همانها که چهار سال مخالفشان بودند و نقدشان میکردند، فالوده شیرازی با طعم گلاب اعلاء نوش جان میکنند و بر سر بده و بستان رأی، مذاکره میکنند.
آقایان شمرخوانِ اجلاس، دستمریزاد، بازیگردانی عالی، اکتها بینقص و تغییر موضعها آنچنان نرم و آیرودینامیک بود که قوانین فیزیک جابهجایی ذرات هم انگشتبهدهان ماند.
فقط لطفاً بعد از انتخابات، اگر کرسی نصیبتان نشد و دوباره هوس کردید نقش منتقد دلسوز و انقلابی را بازی کنید، قبلش آثار قیمه و زرشکپلوی نذری را پاک کنید تا خلقالله حداقل بتوانند با نمایش جدیدتان دو قطره اشک صنفی بریزند.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.