۞ پایگاه خبری اتاق شفاف :
روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر

موقعیت شما : صفحه اصلی » اتاق اصناف » اتاق واقعیت » اخبار » اسلایدر » شفاف نگاشت
  • شناسه : 8982
  • 27 جولای 2026 - 21:15
  • ارسال توسط :
کاسب و هفتاد درگاه و یک رئیس گزارشگر
رئیس گفت، کاسب سوخت

کاسب و هفتاد درگاه و یک رئیس گزارشگر

کاسب ایرانی امروز بیش از فروشندگی، درگیر رمز، سامانه و خطای نامشخص است؛ طنزی تلخ از بازاری که در آن بوروکراسی دیجیتال از خود کاسبی جلو زده است.

رند اتاق، طنز شفاف: قدیم‌ترها اگر از یک کاسب می‌پرسیدی «شغلت چیست؟» با افتخار می‌گفت: بقالم، آهن‌فروشم، لوازم خانگی می‌فروشم، خیاطم یا تولیدکننده‌ام.

امروز اما اگر همین سؤال را از یک فعال صنفی بپرسی، با نگاهی خسته، انگشتی لرزان و چشمی که یکی به مشتری است و دیگری به صفحه موبایل، جواب می‌دهد: «بنده در اصل فروشنده‌ام، اما به طور فرعی اپراتور ۷۰ سامانه، کارشناس رمز یک‌بارمصرف، متخصص بارگذاری مدارک و پژوهشگر ارشد حوزه “خطای نامشخص، بعداً تلاش کنید” هم هستم.»

کاسب رسمی در ایران، میان ده‌ها سامانه و درگاه، بیش از آنکه فروشنده باشد به اپراتور تمام‌وقت بوروکراسی دیجیتال تبدیل شده است

این روزها در کشور ما کسب‌وکار، بیش از آنکه به سرمایه، تخصص و مشتری نیاز داشته باشد، به اینترنت پایدار، گوشی با حافظه کافی، شارژر یدکی، اعصاب فولادی و دعای خیر همه اولیای دیجیتال نیاز دارد.

کاسب بیچاره صبح کرکره را بالا می‌دهد تا نانی دربیاورد، اما تا ظهر هنوز درگیر این است که باید وارد سامانه جامع شود، نیمه‌جامع شود، درگاه ملی شود، زیرسامانه تخصصی شود یا منتظر بماند تا سامانه قبلی با سامانه بعدی آشتی کند.

مشتری می‌آید و می‌پرسد: «آقا این یخچال چند؟»

کاسب می‌گوید: «یک لحظه صبر کنید، ببینم اول خودم در سامانه موجود هستم یا نه.»

اصلاً کاسبی در ایران از یک جایی به بعد شبیه ازدواج با هفتاد همسر قانونی شده است؛ هر سامانه یک توقع دارد، یک پیامک می‌فرستد، یک رمز می‌خواهد، یک اخطار می‌دهد و در نهایت هم اگر جوابش را ندهی، قهر می‌کند و می‌گوید: «عدم اقدام شما به منزله پذیرش مسئولیت عواقب بعدی است.»

آن هم چه عواقبی؛ از تعلیق و ابطال و جریمه گرفته تا تشکیل پرونده‌ای که خود متهم هم نمی‌داند جرمش این بوده که تخلف کرده یا فقط سامانه شماره ۲۸ با سامانه شماره ۴۳ قهر بوده‌اند.

یک زمان می‌گفتند برو پروانه بگیر، قانونی کار کن، بیمه بده، مالیات بده، شفاف باش. کسبه هم گفتند چشم.

اما ظاهراً در ترجمه «شفافیت» یک سوءتفاهم جدی پیش آمده است. در دنیا شفافیت یعنی کار روشن، ساده و قابل ردیابی باشد؛ اینجا شفافیت یعنی آن‌قدر شیشه و آینه و مانیتور و پنجره باز شود که طرف از پشت این همه صفحه، دیگر خودِ مغازه‌اش را هم نبیند.

از آن طرف، همان زیرپله‌ای عزیز، همان که نه بیمه می‌دهد، نه مالیات، نه شناسه یکتا دارد، نه کد رهگیری، نه علاقه‌ای به تمدید هیچ چیز جز عمر خودش، با آرامش کامل کارش را می‌کند و در فضای مجازی هم می‌فروشد.

اما کاسب رسمی باید هر روز ثابت کند زنده است، فعال است، مجاز است، آنلاین است، بدهکار نیست، طلبکار نیست، شماره موبایلش همان است که بوده، مکانش همان است که بوده، رسته‌اش همان است که بوده و اگر هم نبوده، چرا نبوده و چرا از قبل در سامانه ثبت نشده است.

نهادهای صنفی سال‌هاست از تعدد سامانه‌ها گلایه می‌کنند، اما مسئله اصلی برای فعالان بازار نه تشخیص درد، بلکه درمان این آشفتگی فرساینده است

حالا در این میان، از کرج تا شیراز و از ایلام تا تهران، و آخرین مورد هم از اتاق اصناف ایران، همه مسئولان صنفی یک‌صدا می‌گویند:«تعدد سامانه‌ها برای اصناف مشکل ایجاد کرده است.»

اصناف این جمله را با چنان شوقی می‌شنوند که انگار بیماری بعد از ده سال دوندگی، بالاخره از دکتر شنیده باشد:«بله، شما مریض هستید.»

خودِ تشخیص البته مهم است، اما بیمار معمولاً بعد از تشخیص، انتظار درمان هم دارد.

اینکه اتاق اصناف ایران بیاید و بگوید «اصناف با ۷۰ سامانه درگیرند»، شبیه این است که خلبان هواپیما در بلندگو اعلام کند:«مسافران عزیز، همان‌طور که می‌بینید موتور هواپیما آتش گرفته است؛ واقعاً جای نگرانی دارد.»

خب برادر من، شما خلبانی؛ یک کاری بکن.

اگر قرار باشد اتاق، اتحادیه، نهاد، سازمان، ستاد، شورا و مجمع فقط هر سال بیایند اعلام کنند «مشکل هست»، این دیگر دفاع از صنف نیست؛ بیشتر شبیه گزارشگر مسابقه‌ای است که کنار زمین ایستاده و می‌گوید:«بله، همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید بازیکن ما را زدند، دوباره هم زدند و احتمالاً باز هم خواهند زد.»

آدم دلش می‌خواهد بپرسد: بسیار خوب، شما که رئیس اتاقی، کلید این اتاق دست شماست یا دست همان سامانه‌ها؟

اگر قرار باشد کاسب هم مالیات بدهد، هم حق عضویت بدهد، هم هزینه پیامک‌های تهدیدآمیز را بپردازد و هم شخصاً با هفتاد سامانه کشتی بگیرد، پس نهادهای واسط دقیقاً کجای این قصه ایستاده‌اند؟ در صف ورود با رمز یک‌بارمصرف؟

این یادداشت با زبانی طنز نشان می‌دهد شفافیت وقتی به تکثیر بی‌قاعده سامانه‌ها برسد، نه تسهیل‌گر کسب‌وکار که مانع روزمره تولید و فروش می‌شود

سامانه اگر واقعاً سامانه باشد، باید کار را کم کند؛ نه اینکه خودش تبدیل به شغل اصلی شود.

شاید وقتش رسیده به جای این همه سامانه موازی، یک سامانه واحد طراحی شود؛ سامانه‌ای که لااقل خودش بداند از مردم چه می‌خواهد و برای انجام یک کار واحد، فعال اقتصادی را هفتاد بار از این درگاه به آن درگاه پاس ندهد.

و شاید بد نباشد قبل از طراحی هر سامانه جدید، یک روز هم طراحان و تصمیم‌گیران را بفرستند پشت دخل یک مغازه تا همزمان به مشتری جواب بدهند، فاکتور بزنند، جنس تحویل بدهند، پیامک بخوانند، کد تأیید وارد کنند و بعد با لبخند بگویند:«بفرمایید، فضای کسب‌وکار تسهیل شد.»

فعلاً اما در این بازار، کاسب نه شاگرد می‌خواهد، نه صندوق‌دار؛ بیش از هر چیز، یک ادمین تمام‌وقت می‌خواهد. آن هم اگر سامانه اجازه بدهد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*