فردا پایتخت، کانون تصمیمی سرنوشتساز برای جمعیتی بالغ بر ۴ میلیون واحد صنفی در سراسر کشور است.
فردا پایتخت، کانون تصمیمی سرنوشتساز برای جمعیتی بالغ بر ۴ میلیون واحد صنفی در سراسر کشور است.
زیر پوست یک انتخابات ظاهراً درونتشکیلاتی، نبردی تمامعیار میان دو تفکر جریان دارد: جریانی که سالهاست پروژه مسخ و انحلال آرام ۷۸۰۰ اتحادیه و ۴۴۰ اتاق اصناف را در پوشش شوم پیشخوانهای صنفی دنبال میکند و جریانی به رهبری چهرههای باسابقه صنفی که معتقدند تبدیل تشکلهای دیرپای مدنی به باجههای اخذ کارمزد، یعنی چوب حراج زدن به استقلال و املاک تاریخی بازار، آیا صندوق رای تهران میتواند خاکریز اول دفاع از هویت صنفی کشور باشد؟
*سناریوی پیشخوانها؛ از خدمت به خلق تا چشمداشت به غنایم صنفی*
داستان از جایی شروع نشد که سامانهها آمدند؛ ماجرا از آغاز دوره سوم فعالیت اتاق اصناف ایران کلید خورد، آن روزها که واژه پیشخوان نقل محافل مدیریتی شد، عدهای گمان میکردند قرار است بوروکراسی سنتی کسبه کم شود، اما دیری نپایید که بوی کباب از جای دیگری به مشام رسید؛ بویی که البته ناشی از کباب نبود، بلکه داغ کردن اسناد املاک بود.
کارشناسان اقتصادی و خاکخوردههای بازار خوب میدانند خدماترسانی انحصاری به ناوگان ۴ میلیون واحد صنفی، خود بهتنهایی یک اقیانوس درآمدی بیدردسر از محل کارمزدهاست، اما ماجرا وقتی جذابتر و البته خطرناکتر میشود که بدانیم پای هزاران میلیارد تومان املاک مرغوب متعلق به حدود ۷۸۰۰ اتحادیه و ۴۴۰ اتاق اصناف در میان است؛ املاکی که حاصل دههها حق عضویت و عرقریزان بازاریان است.
معادله بسیار ساده طراحی شده بود؛ اگر پیشخوانها تمام اختیارات و امور را قبضه کنند، فلسفه وجودی اتحادیهها و اتاقها بلاموضوع میشود و وقتی ساختاری منحل شد، مدیریت اموال و ساختمانهایش به چه کسانی میرسد، پاسخی که حدس زدنش برای هوشمندان اقتصاد ایران ابداً دشوار نیست.
*کمپین نه به تهران، تسویهحساب سیاسی با بنیانگذار*
برای عملیاتی شدن چنین طرح عظیمی، ابتدا باید خاکریز اصلی یعنی مدیریت کهنهکار و استخوانخردکرده پایتخت فرو میریخت.
اتاق اصناف ایران با تدبیر و معماری علی فاضلی پایهگذاری شده بود؛ مدیری با نفوذ کلام و مهارت در بازی شطرنج قدرت در راهروهای مجلس و پاستور، پس پروژهای با برچسب پوپولیستی و پرطمطراق *نه به تهران* استارت خورد تا صدای پایتخت را خفه و سنگر مقاومت را از بین ببرند.
با اعمال محدودیتهای قانونی (قانون بحثبرانگیز محدودیت دورههای صنفی) و کنار رفتن اجباری علی فاضلی و حذف مدیران توانمند، *کمپین نه به تهران* در دوره اخیر چنان میداندار شد که حتی یک نماینده از هیاترئیسه پایتخت نتوانست بر کرسیهای اصلی اتاق اصناف ایران تکیه بزند.
نتیجه چه شد؟ طراحان بیدرنگ فاز آزمایشی پیشخوانها را در چند شهر استارت زدند تا سند مرگ اتحادیهها را پیشفروش کنند.
هرچند مقاومتهای بدنه و تغییرات شتابان هیاترئیسه در آن برهه، ترمزدستی این ماجراجویی را کشید، اما موتور این پروژه هرگز خاموش نشد.
*شاکلهای که نحیف شد؛ هجوم دوباره در غیاب باتجربهها*
امروز و پس از چهار سال، به برکت اجرای تمامعیار اصلاحیه قانون نظام صنفی، بخش اعظم مدیران باتجربه و کاریزماتیک با برچسب محدودیت دوره کنار رفتند و شاکله مدیریتی اصناف به نحیفترین وضعیت دهههای اخیر رسید. طراحان پیشخوانها که فضا را خالی از سنگربانان قدیمی دیدهاند، مجدداً دندان تیز کردهاند تا ضربه نهایی را وارد آورند؛ ضربهای که خروجیاش تعطیلی اتحادیهها، خالی شدن اتاقهای اصناف از معنا و انحلال تشکیلاتی است که از دل تاریخ مشروطه و بازار ایران روییده است.
جامعه صنفی نیک دریافته که مقابله با جریانی که اینبار نه از بیرون، بلکه از داخل بدنه اصناف برای تهیکردن آن از درون خیز برداشته، با مدیریت ضعیف تشکلها موفق میشود.
اینجا عرصه لابیهای سنگین حکومتی، تسلط بر ساختار قوانین و داشتن وزن سیاسی در راهروهای تصمیمگیری کلان کشور است.
*چشم جامعه به صندوق پایتخت؛ ژنرال تنها به خط نمیزند*
فردا روز حساسی است؛ چشم اصناف سراسر کشور به صندوق رای تهران دوخته شده است. در شرایطی که خطر انحلال، بیخ گوش اتحادیهها نفس میکشد، نام علی فاضلی بهعنوان نماد مقاومت در برابر این طرح و *پدر اصناف کشور* دوباره بر سر زبانها افتاده است. حضور او برای جامعه صنفی به معنای بازگشت عقلانیت، سپر دفاعی در برابر اموال و احیای هیبت از دست رفته پارلمان بخش خصوصی است.
اما واقعیت تلختر از آن است که با خیالپردازی توجیه شود: فاضلی به تنهایی معجزه نخواهد کرد.
اصناف هوشیار میدانند که یک فرمانده بدون لشکرِ همفکر و یاران همراه، در محاصره لابیهای ثروت و قدرت بلعیده خواهد شد. اگر بدنه اصناف پایتخت خواهان نجات هویت صنفی خود و سد کردن مسیر تاسیس پیشخوانهای بلعنده هستند، باید تیمی همراستا، قدرتمند و متعهد را در کنار علی فاضلی روانه میدان کنند.
فردا تهران فقط نماینده انتخاب نمیکند؛ تهران میان حیات اتحادیهها یا انحلال در پوشش باجههای پیشخوان، یکی را به رای خواهد گذاشت.
*قهرمان اصناف یا شرمندگی در برابر تاریخ*
فردا روسای اتحادیههای صنفی تهران نماد سربازانی هستند که در خط مقدم برای دفاع و صیانت از بقاء و ماهیت اصناف نقشآفرینی میکنند.
اگر فردا آراء تهرانی در مقابل خواسته اصناف کشور و همسو با ایدهآلهای طراحان پیشخوانها باشد، باید بپذیریم که خط مقدم دفاع از کیان اصناف در هم خواهد شکست و در کوتاه زمان باید شاهد تعطیلی تشکلهای صنفی باشی، طرحی که با کوچک کردن هیات مدیره اتحادیه از ۵ به ۳ نفر کلید خورده است و اصناف تهران تا ابد شرمنده تاریخ خواهند شد.
اما روی خوش ماجرا رأیی است که برپایه خرد جمعی و عاقبتاندیشی در صندوق ریخته شود و اصناف تهران به سربازان قهرمان دفاع از بقای تشکلهای صنفی تبدیل خواهند شد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.