انتخابات اخیر اتاق اصناف تهران، صرفاً یک جابهجایی اداری در رأس عالیترین نهاد صنفی پایتخت نبود؛ یک آزمون واقعی از تغییر موازنه قدرت در بدنه اصناف بود.
به گزارش اتاق شفاف، این انتخابات فارغ از نتیجه آراء شمارش شده و ترکیبی که بر صندلیهای هیاترئیسه تکیه زدند، نتایج ملموس و محسوس دیگری هم داشت که به جای خود ارزشمند هستند.
نتیجه این انتخابات بسیاری از پیشبینیها را بههم زد، چهرههای تازهای به صحنه آمدند، نامهایی که انتخابشان قطعی فرض میشد از فهرست برندگان جا ماندند و آخرین شگفتی هم نشستن رئیس دوره قبل بر صندلی نفر چهارم بود؛ صندلی که از یک سو نشانه تداوم حضور و از طرفی هم اعترافی روشن به تغییر وزن نیروها است.
علاوه براین در جریان این انتخابات ماهیت و هویت واقعی بسیاری افراد نمود بیرونی پیدا کرد و مشخص شد بسیاری آن نیستند که مدعی هستند و در مقابل برخی بیش از آنکه رویشان حساب میشد، ارزش و اعتبار پیدا کردند.
صندلی چهارم؛ سقوط یا سنگر بقا
در سیاست صنفی، گاهی مهمتر از ماندن، این است که کجا بمانی، اگرچه رئیس دوره قبل از قاب اصلی قدرت بیرون نرفته، اما دیگر در مرکز قاب هم نیست. نفر چهارم شدن برای مدیری که تا دیروز در صدر تصمیمسازی قرار داشت، نه شکست مطلق است و نه پیروزی؛ بیشتر شبیه حفظ یک سنگر در میانه راه عقبنشینی است. او همچنان در بازی است، اما قواعد بازی دیگر با مختصات پیشین نوشته نمیشود و امضای او فصلالخطاب نیست و امروز افرادی فرای دست او تصمیم میگیرند که پیش از این باید از منشی وقت ملاقات میگرفتند.
بازندگان فقط پای صندوق نبودند
این انتخابات فقط در صندوق رأی بازنده نداشت، جماعتی دیگر هم باختند؛ همانهایی که میتوان نامشان را حاشیهنشینان اتاق اصناف گذاشت؛ افرادی که خود را طراح، بازیگردان و مهندس صحنه اصناف میدانستند، از نفوذ خود بر رؤسای اتحادیهها سخن میگفتند و گویی نتیجه انتخابات را پیش از شمارش آراء در ذهنشان قطعی کرده بودند.
برای بعضیها، ظاهراً پیام تبریک از قبل آماده چاپ بود؛ فقط جای نام برنده را باید پر میکردند، اما صندوق رأی با آنها همراهی نکرد و ائتلافی نوظهور، کمسروصدا و پیشبینینشده، چنان نظم ذهنی این مدعیان را بههم زد که نهفقط نامزدهای مورد حمایتشان، بلکه روایت ما همهچیز را مدیریت میکنیم هم زیر آوار نتیجه صندوق ماند.
این شاید مهمترین پیام انتخابات باشد؛ اصناف تهران دیگر بهسادگی با نقشههای ازپیشکشیدهشده اداره نمیشوند. رؤسای اتحادیهها نشان دادند میتوانند بر خلاف نسخههایی که برایشان پیچیده میشود تصمیم بگیرند.
بعضیها هنوز باور داشتند که پشت پرده، اختیار اتاق فرمان را در دست دارند؛ اما این انتخابات یادآوری کرد که گاهی اتاق فرمان، برقش قطع میشود و تازه معلوم میشود فرمان دست کیست.
ائتلافی که از حاشیه آمد و مرکز را گرفت
شگفتی اصلی، ظهور ائتلافی بود که بسیاری آن را در محاسبات خود جدی نگرفته بودند و کوچکترین شانسی برای گرد هم آمدن این افراد قائل نبودند. ائتلافی که شاید پیش از انتخابات در فهرست تحلیلهای رسمی و گمانهزنیهای محفلی، بسیار دور از ذهن بود، اما در روز رأیگیری توانست توازن را جابهجا کند. این اتفاق، نهتنها قدرت رأی و شبکه واقعی اتحادیهها را به نمایش گذاشت، بلکه نشان داد عصر اتکا به چند نام تکراری و چند لابی شناختهشده، دستکم در این دوره، با ترکهای جدی روبهرو شده است.
درب صندوق هنوز کاملاً بسته نشده است
با همه اینها، برای جشن گرفتن هنوز زود است. در انتخابات صنفی، پایان شمارش آراء، همیشه به معنای پایان بازی نیست. صندوق این انتخابات هنوز کاملاً بسته نشده و احتمال دارد اصناف پایتخت باز هم غافلگیر شوند و اتفاقاتی متاثر از نتیجه این انتخابات رقم بخورد که همه را غافلگیر کند.
بنابراین، باید گفت تا به امروز انتخابات اتاق اصناف تهران چند ایستگاه مهم را پشت سر گذاشته اما الزاماً به آخر خط نرسیده است.
سیاست صنفی تهران معمولاً آنقدر پیچوخم دارد که کسی نباید با دیدن یک نتیجه، پرونده را مختومه فرض کند، در این میدان، گاهی پرده بعدی از خود پرده اول پرهیجانتر است.
صندوقی برای بازار مواد غذایی و مبلمان
آثار مستقیم انتخابات اتاق اصناف تهران به تغییر هیات رئیسه محدود نشده و میتوان پیشبینی کرد که حداقل در دو بازار خرده فروشی مواد غذایی و صنعت مبلمان شاهد تحولات مهمی خواهیم بود.
اثر این تحول فقط به ساختمان اتاق اصناف و چینش صندلیهای هیئترئیسه محدود نمیشود. این انتخابات میتواند در بازارهای مهمی مانند خردهفروشی مواد غذایی و صنعت مبلمان، پیامدهای قابلتوجهی داشته باشد.
رئیس این دوره، با پیشینه و وزن خود در بازار خردهفروشی مواد غذایی، میتواند یکی از سرداران جریان توسعه و قلمروگشایی در این حوزه باشد؛ جریانی که از مدلهای سنتی و پراکنده عبور میکند و به سمت شبکهسازی، زنجیرهسازی، برندهای بزرگ و رقابت حرفهایتر پیش میرود. بازار مواد غذایی تهران، از سوپرمارکتهای محلی تا فروشگاههای زنجیرهای و پلتفرمهای فروش، باید خود را برای فصل تازهای از رقابت آماده کند؛ فصلی که در آن مقیاس، برند، داده، زنجیره تأمین و قدرت توزیع تعیینکنندهتر از گذشته خواهند بود؛ اقدامی که رقبای دیگر در این بازار از مسیرهایی چون گرفتن کرسی در اتاق بازرگانی و یا ایجاد تشکلهای تخصصی طی کردهاند، اما حسین مصطفیزاده با هوشمندی نزدیکترین تشکل به بازار را برای این هدف انتخاب کرده است.
در سوی دیگر، نایبرئیس اول را میتوان قوی سیاه این انتخابات دانست؛ چهرهای که حضورش در جایگاه تازه، بسیاری را غافلگیر کرد و حالا بهاحتمال زیاد نام او بیش از گذشته در بازار مبلمان ایران و حتی منطقه شنیده خواهد شد. صنعت مبلمان، بازاری است که ظرفیت بالایی برای برندسازی، تجمیع تولید، توسعه صادرات، طراحی صنعتی و خلق زنجیرههای بزرگ دارد. اگر این ظرفیت با مدیریت و شبکهسازی حرفهای همراه شود، میتواند دوران تازهای برای ظهور ابربرندهای مبلمان رقم بزند.
شاید برخی مدعی شوند که توسعه بنگاه به واسطه حضور در جایگاه تشکلی با اهداف تشکل مغایرت دارد یا امری اخلاقی نیست، در حالیکه باید به ایشان یادآور شد که اصل و اساس فعالیت اقتصادی برپایه تحصیل منفعت و سود است و اگر فعال اقتصادی غیر از این فکر کند، حتما یک کجای کار ایراد دارد.
اینکه تشکل به شعبه بنگاه تبدیل شود، امری پسندیده نیست، اما اینکه مدیران عالی تشکلها، فرصتهای بیشتری برای توسعه بنگاه خود دارند، امری اجتناب ناپذیر و اتفاقا همسو با اصول اقتصادی و تشکلی است.
خانه تکانی اجتنابناپذیر اتاقهای خانه اصناف
یکی از گزینههایی که بر انتخابات اثر مستقیم گذاست و موجب شد تا بسیاری از روسای اتحادیهها از دادن رأی به هیأترئیسه قبلی اتاق اصناف تهران خودداری کنند، حمایت برخی کارمندان اتاق اصناف از هیأترئیسه بود.
کارمندانی که در واقع ریشه و اصل حاشیهنشینانی را تشکیل میدهند که با رفتارهای نادرست خود مانند مداخله در امور اتاق، ایجاد اختلاف بین هیأترییسه، مداخله در امور اتحادیهها و از این دست موارد که همگی با هدف ایجاد انتفاع شخصی انجام میشده، باعث بروز مشکلات متعدد در اتاق اصناف تهران شده و نتیجه رفتارشان عامل ثبت برخی مفسدهها شده است.
این افراد که در اداوار مختلف در اتاق حضور داشته و یکهتازی کردهاند، همواره عامل اختلال، فساد و دودستگی در اتاق بودهاند و متاسفانه به دلایل مختلف، هیات رئیسه اتاق با ایشان مماشات ومدارا کردهاست.
اما آنچه میتواند نقطه تمایز این دوره از فعالیت هیأت رئیسه با ادوار قبل باشد و از همین شروع دوره مشخص است، این است که هیأت رئیسه این دوره وامدار و بدهکار هیچ یک از حاشیهنشینان نیست و این فرصت مغتنمی است تا به یکهتازی ایشان پایان داده و ایشان را کنار گذاشته و یا حداقل از مدیریت امور عزل کنند، خصوصا که ایشان در انتخابات دخالت کرده و به این واسطه متخلف و قانونشکن محسوب میشوند.
الگوی جدید در اداره اصناف
انتخابات اتاق اصناف تهران فقط ترکیب مدیریت عالیترین تشکل صنفی پایتخت را تغییر نداد؛ یک پیام سیاسی و اقتصادی هم فرستاد؛ دوران اطمینان بیش از حد به لابیهای قدیمی و نقشههای از پیش نوشتهشده، تمام نشده اما بهشدت متزلزل شده است.
برندگان تازه باید ثابت کنند که پیروزیشان فقط یک غافلگیری انتخاباتی نبوده، بلکه آغاز یک الگوی جدید در اداره اصناف است. بازندگان نیز، بهویژه حاشیهنشینانی که خود را مرکز صحنه میدانستند، باید بپذیرند که بازار و صنف با پیام تبریک از پیش آماده اداره نمیشود.
بازی تازه شروع شده؛ و اگر صندوق هنوز کاملاً بسته نشده باشد، احتمالاً این نمایش، چند پیچش داستانی دیگر هم در آستین دارد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.