گزارش پژوهشکده اتاق بازرگانی ایران از پتانسیل بالای کانسارهای کشور خبر میدهد. با این حال، تحلیلهای بینالمللی و دادههای فنی نشان میدهد که انحصار چین بر فناوری فرآوری و موانع ساختاری داخلی، بهرهبرداری از این ثروت را به یک چالش جدی تبدیل کرده است.
مهران ابراهیمیان؛ اتاق شفاف: عناصر نادر خاکی که در ادبیات فنی و اقتصادی به عنوان ویتامینهای صنعت مدرن شناخته میشوند، امروز از یک کالای ساده معدنی به ابزاری برای رقابتهای ژئواکونومیک تبدیل شدهاند. گزارش پژوهشکده اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران در خرداد ۱۴۰۵ با عنوان ژئواکونومی عناصر نادر خاکی، به بررسی دقیق جایگاه این عناصر در اقتصاد جهانی و فرصتها و تهدیدهای پیش روی ایران پرداخته است. اهمیت این عناصر نه در کمیابی آنها، بلکه در ویژگیهای منحصربهفرد الکترومغناطیسی و کاتالیزوری آنهاست که بدون آنها تولید نسل جدید فناوریها از توربینهای بادی و خودروهای برقی گرفته تا تجهیزات پیشرفته دفاعی و نظامی غیرممکن است. در واقع، رقابت جهانی برای دسترسی به این عناصر، نبردی برای کسب برتری در انقلاب صنعتی چهارم است. پژوهشکده اتاق ایران در گزارش خود تصریح میکند که کشورها برای عبور از اقتصادهای سنتی به اقتصادهای مبتنی بر فناوری، نیازمند دسترسی پایدار به زنجیره تأمین این مواد هستند، اما این زنجیره تأمین در حال حاضر در تسخیر یک بازیگر بزرگ قرار دارد.
سلطه پکن بر زنجیره تأمین: معماری انحصار چینی
بر اساس یافتههای گزارش پژوهشکده اتاق ایران، چین با کنترل حدود ۴۸ درصد از ذخایر شناختهشده و سهم خیرهکننده بیش از ۹۰ درصد در فرآوری جهانی، انحصار بیرقیبی در این بازار دارد. این تسلط تنها ناشی از ثروت معدنی چین نیست، بلکه نتیجه دههها سرمایهگذاری هوشمندانه در زنجیره ارزش از معدن تا آهنربا است. این انحصار به پکن اجازه داده است تا با بهرهگیری از تجربه دیپلماتیک بحران سال ۲۰۱۰ با ژاپن، از این عناصر بهعنوان یک ابزار قدرت سیاسی و اقتصادی استفاده کند. در آن واقعه، چین با محدود کردن صادرات خود، شوک بزرگی به صنایع پیشرفته ژاپن وارد کرد و جهان را متوجه وابستگی خطرناک خود به چین ساخت.
پژوهشکده اتاق بازرگانی ایران در گزارش راهبردی خود با اشاره به قرارگیری ایران در کمربند زمینشناسی آلپ-هیمالیا تأکید میکند که علیرغم ظرفیتهای بالقوه کشور به دلیل ضعف در زنجیره ارزش و نبود دانش فرآوری همچنان از قافله رقابت عقب است
در همین زمینه، خبرگزاری رویترز در گزارشهای اخیر خود بر تشدید کنترلهای صادراتی چین بر مواد معدنی حساس تأکید کرده و نشان داده است که پکن با وضع مقررات جدید، نظارت بر کاربران نهایی را برای محدود کردن دسترسی رقبا افزایش داده است. همچنین مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) در تحلیل خود بیان میکند که چین با محدود کردن صادرات آهنرباها و عناصر نادر خاکی، زنجیرههای تأمین صنایع دفاعی غرب را هدف قرار داده است. مؤسسه اندرسن نیز در بررسیهای خود به ممنوعیت صریح صادرات فناوریهای کلیدی استخراج، جداسازی و ذوب در چین اشاره میکند که نشان میدهد پکن به هیچوجه تمایلی به انتقال دانش فنی خود به رقبای بالقوه یا کشورهای نوظهور ندارد. این استراتژی حفاظتی، دقیقاً همان نقطهای است که ایران را در چالش قرار میدهد؛ چرا که برای ورود به این عرصه، ایران نیازمند فناوری است که چین آن را به عنوان یک دارایی استراتژیک طبقهبندی کرده است.

ایران در پیچوخم اکتشاف و فرآوری: واقعیتهای میدانی
این تأکید میکند که کشور بهدلیل قرارگیری در کمربند زمینشناسی آلپ-هیمالیا، از پتانسیلهای زمینشناسی قابلتوجهی برای شناسایی عناصر نادر خاکی برخوردار است. با این حال، یافتههای این گزارش نشان میدهد که ایران هنوز در مرحله ارزیابی سیستماتیک کانسارها قرار دارد و فاقد فناوری پیشرفته و تولید صنعتی گسترده است. یکی از انتقادات جدی گزارش اتاق ایران، نبود یک نقشه راه ملی و فقدان دادههای دقیق از پتانسیلهای معدنی کشور است. اگرچه در بخشهای مختلف کشور نشانههایی از وجود این عناصر دیده شده، اما فاصله زیادی میان کشف یک کانسار و تبدیل آن به محصول صنعتی وجود دارد.
نهادهای بینالمللی از جمله CSIS و رویترز گزارش دادهاند که چین با استفاده از ابزارهای مقرراتی و ممنوعیت صادرات فناوری استخراج دسترسی رقبا به زنجیره تأمین صنایع دفاعی و پیشرفته را مسدود کرده است
علاوه بر این، فقدان یک زنجیره ارزش داخلی کامل، ضعف در چارچوبهای مقرراتی و ریسکهای ناشی از تحریمهای بینالمللی، باعث شده است که حتی در صورت وجود تمایل برای همکاریهای اقتصادی، سرمایهگذاران خارجی بهویژه شرکتهای چینی تمایل چندانی به ورود به پروژههای حساس فرآوری در ایران نداشته باشند. از دیدگاه پکن، مشارکت در این حوزهها هزینههای سیاسی و اقتصادی بالایی در پی دارد و ترجیح آنها حفظ ایران در سطح تأمینکننده احتمالی ماده خام است تا شریک تکنولوژیک در زنجیره ارزش بالا. گزارش اتاق ایران به صراحت بیان میکند که نگاه به چین برای انتقال فناوری، بدون یک دیپلماسی اقتصادی فعال و قدرت چانهزنی بالا، راه به جایی نخواهد برد.
چالشهای فناورانه و زیرساختی: چرا قفل دانش باز نمیشود؟
برخلاف تصور عمومی که معدنکاری را صرفاً استخراج سنگ از دل زمین میداند، فرآوری عناصر نادر خاکی یکی از پیچیدهترین و آلایندهترین فرآیندهای شیمیایی در جهان است. دانش فنی جداسازی این عناصر از یکدیگر به دلیل شباهت خواص شیمیایی آنها، انحصاری است و در اختیار تعداد انگشتشماری از شرکتهای بینالمللی قرار دارد. ایران در حال حاضر با کمبود شدید زیرساختهای آزمایشگاهی و صنعتی برای فرآوری در مقیاس صنعتی روبروست. لذا حتی اگر ایران بتواند کانسارهای خود را استخراج کند، نبود دانش فنی برای تبدیل این کانسارها به اکسیدهای با خلوص بالا، باعث میشود که تنها گزینه پیش رو، صادرات مواد خام با ارزش افزوده بسیار ناچیز باشد. این دقیقاً همان دامی است که کشورهای در حال توسعه با آن مواجهاند؛ استخراج ماده اولیه و فروش آن به قیمت ارزان و خرید مجدد محصولات نهایی با قیمتهای نجومی. علاوه بر فناوری، چالشهای زیستمحیطی این فرآیند نیز در ایران نیازمند تدوین قوانین سختگیرانه است، چرا که فرآوری این مواد پسماندهای رادیواکتیو و شیمیایی خطرناکی به همراه دارد که مدیریت آنها خود نیازمند دانش پیشرفته است.
راهبرد ملی برای خروج از بنبست: نقشه راه آینده
راهبرد پیشنهادی گزارش اتاق ایران، تغییر رویکرد از خامفروشی به بومیسازی تدریجی فناوری فرآوری و اصلاح چارچوبهای قانونی برای جذب سرمایه است. از آنجا که انحصار فناوری در اختیار چین است و بر اساس شواهد موجود این کشور قصدی برای تسهیل انتقال آن ندارد، توسعه این بخش مستلزم اتکا به تحقیق و توسعه داخلی، مشارکت شرکتهای دانشبنیان و ایجاد یک نقشه راه شفاف برای تکمیل زنجیره ارزش عناصر نادر خاکی است.
اگر سیاستگذاریهای کلان ایران برای اصلاح زیرساختهای قانونی و جذب فناوریهای پیشرفته بازنگری نشود ایران همچنان در حد یک تأمینکننده احتمالی ماده خام باقی میماند و فرصت تبدیل شدن به بازیگر صنعتی را از دست میدهد
این گزارش در جمعبندی خود پیشنهاد میدهد که ایران باید با تمرکز بر توان داخلی و ایجاد کنسرسیومهای تحقیقاتی، ابتدا روی شناسایی دقیق ذخایر و سپس روی فناوریهای مقیاسبندی شده آزمایشگاهی سرمایهگذاری کند. تنها در صورتی که ایران بتواند دانش فنی را تا حد قابل قبولی بومیسازی کند، امکان چانهزنی برای همکاریهای بینالمللی با سایر بازیگران فراهم خواهد شد. سیاستگذاری باید به گونهای باشد که بخش خصوصی و دانشبنیانها با حمایتهای دولتی تشویق به ورود به این حوزه پرریسک شوند. در غیر این صورت، عناصر نادر خاکی که میتوانستند اهرمی برای توسعه صنعتی ایران باشند، تنها به عنوان یک فرصت از دست رفته در دل خاک باقی خواهند ماند و همچون گنجی در دل خاک بی ارزش خواهند بود. ضرورت بازنگری در قوانین معدنی کشور برای تسهیل فعالیتهای اکتشافی و ایجاد مشوقهای مالیاتی برای شرکتهای فعال در زنجیره ارزش عناصر نادر خاکی، از جمله محورهای کلیدی است اگر محدودیت ها و انحصارهای دولتی و حاکمیتی اجازه دهد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.