هنوز مهر اعتبارنامههای هیأت رئیسه جدید اتاق اصناف تهران خشک نشده، که قبیله شکستخوردگان انتخابات، با خنجرهایی میان دندانها و کیسههای سهمخواهی در دست، صف کشیدهاند.
هنوز مهر اعتبارنامههای هیأت رئیسه جدید اتاق اصناف تهران خشک نشده، که قبیله شکستخوردگان انتخابات، با خنجرهایی میان دندانها و کیسههای سهمخواهی در دست، صف کشیدهاند.
به گزارش پایگاه خبری اتاق شفاف ، گویا این جماعت همیشه طلبکار، تقویم را گم کردهاند و خیال میکنند صندلیهای اتاق، صندلی چرخفلک شهربازی است که میتوان درون صف زد، نفرات توی صف را هل داد، بینوبت سوار شد و با شلوغکاری، یکی دو دور اضافه سواری گرفت.
انتقاد، قطعا و حتما لازم است، اصلاً اصناف بدون نقد، مثل ماهی است بدون آب؛ خشک میشود و میمیرد.
اما کدام نقد؛ نقد دلسوزانه یا انتقام شکست پای صندوق رأی و یا استفاده از نقد به عنوان پیشفاکتور سهمخواهی، کدام یک از اینها در چارچوب نقد سازنده جا میگیرد.
چهار سال تمام، زیرساختهای صنفی پایتخت زیر چکمه بیتدبیری حاصل از دعوای قدرت له شد، ستونهای اقتصاد خرد تهران ترک برداشت و ریشه کسبه در آتشِ سوءمدیریت سوخت؛ اما این منتقدان امروزی، چون در سایه امن انتفاع لم داده بودند و چایشان با قند منافع شیرین میشد، چنان رفتار میکردند که ناظران بیخبر برای لالی مادرزادی ایشان دلسوزی میکردند و همانها فتوا صادر کرده بودند که انتقاد از هیاترئیسه حرام شرعی است و منتقدان را محاکمه میکردند.
ایشان در همه آن سالها زبانشان یا قفل بود یا در ستایش تدابیر حکیمانه میجنبید و حالا که سایه انتفاع از سرشان کم شده، یادشان آمده که اعتبار اصناف در خطر است.
راست میگویند؛ اعتبار اصناف در خطر است چون جایگاه منافع بیزحمت به خطر افتاده است. گروهی در ماتم از دست دادن سفره پهنشده قبلی تیر زهرآگین پرتاب میکنند و دسته دیگر، شمشیرِ عریان کشیدهاند تا با ایجاد هیاهو، هیأت رئیسه تازه را مجبور کنند به آنها جیره و مواجب تازه برساند، اینها نه منتقدند و نه دلسوز؛ اینها منفعت طلبانی سایهطلب هستند.
البته که از انصاف نباید گذشت؛ دیکته نانوشته غلط ندارد و هیأت رئیسه جدید هم فرشته بیخطا نیستند. در همین نقطه آغاز، یک نقد جدی به این بزرگواران وارد است؛ تساهل مرگبار در برابر میراثداران وضع موجود، آنها که اتاق را به سراشیبی سقوط هدایت کردند.
آقایان هیأت رئیسه؛ رویه عدم تغییرات اتوبوسی گرچه در ظاهر نشانه اخلاقمداری و مسیر رسیدن به مدینه فاضله است، اما در میدان جنگ، مدیریت و اداره اتاق اصناف، به تعارف دوستانه با ستون پنجم دشمن میماند و باتلاقی که رهایی از آن به سادگی ممکن نیست.
وقتی منصوبان و منسوبان هیاترئیسه پیشین، که پرونده خطاهای سازمانیشان و دخالتشان در همین انتخابات اخیر، به روشنی روز است، همچنان بر پستهای کلیدی تکیه زدهاند، یعنی خودتان دارید برای خودتان بمب ساعتی کوک میکنید.
این جماعت تندروی منفعتطلب، نه تنها همکار وفاداری نخواهند بود، بلکه از همین صندلیهای مدیریتی فعلیشان، بهعنوان سنگر شلیک به سوی شما استفاده میکنند، با گرگ زخمخورده نمیتوان با زبان نبات و گلاب حرف زد.
بنابراین، تکلیف منتقدان بیانصاف سهمخواه روشن است؛ هیاهویی برای هیچ، به امید بازگشت به سفره غارت داشتههای اتاق و اتحادیههای صنفی، اما تکلیف هیأت رئیسه هم باید با خودش روشن باشد؛ مدارای بیش از حد با بابنیان وضعیت ویرانه دیروز، نه مداراست و نه تدبیر؛ یک خودکشی مدیریتی با چاشنی لبخند است، شمشیر برهنه منفعتطلبان را فقط با جاروی قاطعیت میشود شکست، دعوت به گفتگوی صمیمانه هیچ دستاوردی ندارد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.