فراگیر شدن ادبیات ارعاب و تهدید رسانهای و فضای مجازی در جامعه صنفی، نه تنها موجب ویرانی زیرساختهای اخلاقی در این جامعه میشود، بلکه دیگر رسانهها را تشویق میکند تا اخلاق به عنوان عالیترین باور خود را رها کرده و برای جا نماندن از رقابت، بداخلاقی را دستور کار قرار دهند.
فراگیر شدن ادبیات ارعاب و تهدید رسانهای و فضای مجازی در جامعه صنفی، نه تنها موجب ویرانی زیرساختهای اخلاقی در این جامعه میشود، بلکه دیگر رسانهها را تشویق میکند تا اخلاق به عنوان عالیترین باور خود را رها کرده و برای جا نماندن از رقابت، بداخلاقی را دستور کار قرار دهند.
جامعهای که در آن قداره به جای قانون و خشم به جای ادب حکم میراند، نه تنها در سراشیبی زوال اخلاقی، که در مسیر فروپاشی و از دست دادن اعتبار خود حرکت میکند.
قدارهکشی روزگاری فقط خشونت فیزیکیِ بود، اما امروز اعلام جنگ حماقت علیه تمدن و شعور است.
روزگاری در خیابان، در گذرگاه عمومی، یا در حریم شخصی افراد، تیغ و چاقو ابزاری برای عرض اندام بود اما امروز تهدید و ارعاب در فضای مجازی آنرا گرفته، یعنی گفتوگو که رکن تعیین کننده در جوامع پیشرفته، مترقی و فرهیخته است، در دست برخی به بدویترین ابزار توحش یعنی قداره و چاقو شبیه شده است.
اما دردی که از بروز این پدیده اوباشگری در جامعه صنفی نگران کنندهتر است، سکوت تماشاگران مصلحتاندیش و از آن بدتر استقبال بزدلانه برخی افراد به خطا آلوده از ایشان است.
همان جماعتی که وقتی شاهد عربدهکشی گروه اراذل علیه همکارانشان در فضای مجازی هستند، بیاعتنا و با توجیه سکوت خود، عملاً به این اوباش مشروعیت میبخشند و منتظر میمانند تا وقتی نوبتشان شد، باج و حقالسکوت بدهند تا از گزند در امان باشند.
***سخنی با آنها که با سکوتشان به جامعه صنفی خیانت میکنند
تا بوده و هست همواره اراذل و اوباش از خلاء اقتدار و ترس مردم سوءاستفاده کرده و به این توهم دامن زدهاند که صاحب قدرت و نفوذ هستند. هرچه سکوت جامعه صنفی در برابر چنین رفتارهایی طولانیتر باشد، گستاخیِ آنها دامنه بیشتری پیدا میکند.
باید متوجه بود؛ سکوت کردن در برابر چنین افرادی سندی بر متانت و بزرگمنشی فعالان صنفی نیست، چرا که ایشان باور میکنند؛ صاحب قدرت و قلمرو هستند و با این باور گستاختر از گذشته به بداخلاقی ادامه میدهند.
اشتباه بزرگ قاطبه جامعه صنفی این است که فکر میکنند با بیتفاوتی و عدم مداخله، خود را در امان نگاه میدارند، اما واقعیت متفاوت است و جامعهای که در برابر شرارت منفعل باشد، آغوش خود را به روی فساد باز کرده است.
امروز اگر پاسخ تهدید و ارعاب در فضای مجازی و رسانهای سکوت باشد، فردا دایره فعالان صنفی و کسب و کارهایی که با چنین تهدیداتی روبرو میشوند، گستردهتر میشود.
باید توجه داشت که امنیت، دارایی مشاع و مشترک است؛ اگر برای ایجاد و حفظ آن هزینه پرداخت نشود، همه جامعه مخاطب آن متضرر میشوند.
فعال صنفی که در برابر زورگویی و تهدیدات رسانهای و فضای مجازی به خود یا دیگران سکوت میکند، نمیتواند در جای دیگر از بیعدالتی و ناامنی گلایه کند، چرا که با سکوتِ خود، بستر را برای رشد بیعدالتی فراهم کردهاست.
باید باور کنیم ترس، بدترین مشاور برای یک فعال صنفی است، گاهی برای رویارویی با بداخلاقیهای رسانهای و فضای مجازی، نیاز به برخورد قهری نیست و تنها کافی است که اهالی جامعه صنفی مواضعی یکسان و جدی اتخاذ کرده و از یگدیگر در برابر تهدیدکنندگان حمایت کنند.
***سخنی با کارفرمایان قدارهکشان و تهدیدکنندگان
یکی از اتفاقات نامبارکی که جامعه صنفی با آن روبرو است، نقسش کارفرمایی برخی از اهالی این جامعه یا حشایهنشینان در اجیر کردن و استفاده افرادی است که با ابزار رسانه و فضای مجازی به ترویج بداخلاقی و ناامن کردن فضای صنفی مشغول هستند.
متأسفانه برخی اهالی جامعه صنفی برای جبران ضعفهایی چون مغلوب شدن در انتخابات یا ناتوانی در فضای رقابت بازار، مسیر بداخلاقی را پیش گرفته و با بها دادن به اراذل فضای مجازی به دنبا پیشبرد اهداف خود هستند.
اما ایشان به این نکته توجه ندارند که دیگران نیز میتوانند از این مسیر اقدام کرده و برای مقابله با این بداخلاقیها به همین ابزار متوصل شوند.
اتفاق ناگوارتر و خطرناکتری که میتواند نتیجه منفی این رفتار باشد، تغییر رفتار رسانهها است، به این معنی که اگر رسانههای رسمی که به صورت قانونی فعالیت میکنند، متوجه شوند که از طریق ارعاب و تهدید میتوانند در جامعه صنفی نقشآفرین و اثرگذار بوده و حتی به انتفاع برسند، ممکن است تغییر مسیر داده و ایشان نیز به این روشها متوصل میشوند.
***دعوت از جامعه صنفی برای گذر از این آسیب
قدارهکشی اراذل و بداخلاقیهای رسانهای و فضای مجازی، محصول مستقیم بیتفاوتی قاطبه جامعه صنفی بالاخص فعالان تشکلهای صنفی و خودخواهی اقلیت منفعتطلب است و تا زمانی که اکثریت شریف جامعه صنفی، شانهبهشانه در کنار هم نایستند، اراذل بر مرکب مراد خود خواهند تاخت.
شرافت، نه در تماشای امن صحنههایِ زشت و بیتفاوتی به تخریب شدن همکاران، که در نه گفتن به هراس و ترس از رویارویی با اراذل رسانهای است.
جامعه صنفی باید باور کند که هیچ قدارهای، بُرندهتر از اراده جمعی یک جامعه بیدار نیست. سکوت، نه عقلانیت است و نه تدبیر؛ سکوت، مرگ تدریجی امنیت ریشهدارترین تشکلهای اقتصادی کشور است.
علی شفائی
تمامی حقوق این سایت متعلق به اتاق شفاف است.