۞ پایگاه خبری اتاق شفاف :
روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر | روشن تر از خبر

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » شفاف نگاشت
  • شناسه : 13994
  • 22 مهر 1405 - 14:43
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : مهرداد ابراهیمیان
کالابرگ، سرگردانی مردم و دویدن در پی سراب

کالابرگ، سرگردانی مردم و دویدن در پی سراب

افزایش محدود کالابرگ الکترونیک در کنار ابهام در اطلاع‌رسانی و معیارهای حذف خانوارها، انتقادهایی را درباره اثربخشی این سیاست حمایتی در شرایط تورمی برانگیخته است.

مهرداد ابراهیمیان، روزنامه نگار؛ اتاق شفاف: طی روزهای اخیر، مانورهای رسانه‌ای پردامنه پیرامون «بازنگری و افزایش مبالغ کالابرگ الکترونیک»، قرار بود حامل پیامی امیدبخش برای جامعه تحت فشار معیشتی باشد؛ تریبون‌های رسمی با حرارت از جبران بخشی از هزینه‌های خانوار و حمایت مضاعف از سفره‌های کم‌درآمد سخن گفتند. اما آنچه در واقعیت روی داد، نمونه‌ای کلاسیک از شیوه آزمون و خطای مدیریتی بود که به جای گره‌گشایی، جز اضطراب و اتلاف وقت نتیجه‌ای به همراه نداشت.

در ابتدای این سناریو، دستگاه‌های مجری با اطلاع‌رسانی‌هایی مبهم، شهروندان را به درگاه «دولت من» ارجاع دادند تا فرم‌های خوداظهاری و به‌روزرسانی اطلاعات را تکمیل کنند. در حالی که ده‌ها پایگاه داده حاکمیتی و بانکی، جزئی‌ترین اطلاعات مالی شهروندان را در اختیار دارند، باز هم نوبت به صف‌های سردرگمی رسید؛ پیرمردها و پیرزن‌هایی که نه تلفن هوشمند در بساط دارند و نه از هزارتوی سامانه‌ها و اینترنت سر در می‌آورند، روزها در کافی‌نت‌ها ویلان و بلاتکلیف ماندند تا مبادا از همان لقمه حداقلی هم جا بمانند.

اما شوک اصلی زمانی رقم خورد که پرده از شرایط و ارقام نهایی برداشته شد؛ اعلام گردید خانوارهایی با درآمد ماهیانه بالای ۲۰ میلیون تومان، یا دارای مسکن و خودرو، بی‌نیاز تلقی شده و از شمول افزایش کنار گذاشته می‌شوند! شگفت‌آور است که سیاست‌گذاران چگونه درآمد ۲۰ میلیون تومانی را مرز «توانمندی و بی‌نیازی» پنداشته‌اند؛ رقمی که در آتش تورم افسارگسیخته و گرانی اقلام اساسی، به زحمت کفاف هزینه‌های ماهانه حتی یک نفر را می‌دهد، چه رسد به یک خانواده.

خروجی این همه هیاهو، مانور رسانه‌ای و فرسایش روانی جامعه، افزایشی به غایت ناچیز تنها برای گروهی بسیار محدود بود که کمترین تناسبی با هزینه‌های کمرشکن زندگی ندارد. به بیان دیگر، مصداق بارز آن مَثَل معروف شد که «اول چاه را بکن بعد مناره را بدزد»؛ نه سازوکار اداری و توزیعی چاهی مطمئن داشت و نه رقم نهایی مناره‌ای دندان‌گیر بود که ارزش این همه هزینه اعتباری و اجتماعی را داشته باشد.

بدتر از همه اینکه به گواه تحلیلگران اقتصادی، منابع ریالی همین یارانه ناچیز نیز حاصل تورم، کسری بودجه و تلاطم‌های نرخ ارز است؛ یعنی ریالی به جیب مردم واریز می‌شود که بهای چندبرابری آن پیش‌تر از سر دیگر سفره و از مسیر گرانی ارز برداشته شده است. به راستی در چنین چرخه‌ای از وعده تا دستاورد، کلام شاعر خوش می‌نشیند که:

«ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ…»*

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*